تيزرو است كه باك از ورود در جائى ندارد . و اين كنايه از فرشتگانى مىباشد كه با مجاهدين در صفّ كارزار معاونت و كمك مىكنند .
در پاسخ گفته مىشود : بُهم جمع أبهَم است يعنى ساكت و بدون سخن و خموش و بىزبان ؛ چون حُمر و صُفر و سُود كه جمع أحمَر و اصفَر و أسوَد است .
و چون عالم بالا كه عالم ملكوت است ، عالم آرامش و سكون و سكوت است ، به خلاف عالم طبع كه عالم حركت و گفتار و غوغا و دغدغه است ؛ فلذا از مأموران صفّ كشيده براى انجام مأموريّتهاى خداوند به بُهم ، كه دلالت بر سكوت و آرامش آنها دارد تعبير فرموده است .
و امّا اشكال ششم كه جملهء : وَ أَصْلِحْ لَنَا خَبِيئَةَ أَسْرَارِنَا را ناتمام دانستهاند و چنين گفتهاند كه اصلاح در امور فاسد گفته مىشود ؛ و امّا نفس اسرار مخفيّه بدون تقيّد به فساد ، معنى ندارد كه در دعا گفته شود : خداوندا آن را اصلاح كن !
در پاسخ گفته مىشود : هر شيئى كه قابليّت فساد را داشته باشد ، دعاى صلاح و اصلاح براى آن بجاست ، گرچه بالفعل فاسد نباشد ؛ چون طروّ فساد براى آن امكان دارد ، سپس دعا مىكند كه اين اسرار خبيئه را تو دستخوش فساد قرار مده و پيوسته آن را مقرون به صلاح فرما ! و از براى نظير اين دعا و درخواست در ادعيه و محاورات عرفيّه و انشائات ، مواردى بس عديده يافت مىشود .
و امّا اشكال هفتم كه فرمودهاند : جملهء : وَ بَارِكْ لَنَا فِى شَهْرِنَا هَذَا الْمُرَجَّبِ الْمُكَرَّمِ وَ مَا بَعْدَهُ مِنْ أَشْهُرِ الْحُرُم صحيح نيست ؛ زيرا كه رجب ماه حرام است و ما بعد آن ماه حرام نيست .
در پاسخ گفته مىشود : علّت عدم تصريح به حرمت شهر رجب همان
الله شناسى (فارسى) — صفحة 313
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣١٣