فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً
. « 1 »
بنابراين ، معنى : بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ واضح است ؛ يعنى خدايا من از تو پرسش مىكنم به حقّ آن فرشتگانى كه قدرت تو را توصيف كردند و عظمت تو را آشكارا نمودند ، و مشيّت تو را ظاهر و گويا كرده و به نطق و سخن در آوردند ؛ و بنابراين عالم كثرت و عالم خلق بدينوسيله پديد آمده است .
استقامت و استوارى دعا از جهت لفظ و معنى
و امّا اشكال دوّم كه موصول : الَّتِى لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِى كُلِّ مَكَانٍ ، به چه بر مىگردد ؛ و در هر صورت از نقطه نظر لفظ و معنى مستقيم نيست .
در جواب گفته مىشود كه : ترديد بين اين دو جهت بلا وجه است ؛ زيرا كه هر عارف به اسلوب كلام مىداند كه ارجاع آن به لفظ وُلَاةُ أَمْرِكَ صحيح نيست ، پس متعيّن است كه يا به آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ بر گردد ؛ و يا به خصوص مَقَامَاتِكَ رجوع كند . و معلوم است كه آيَاتِكَ عطف بر أَرْكَاناً مىباشد و در حقيقت مفعول دوّم جَعَلْتَهُمْ خواهد بود ؛ و مَقَامَاتِكَ نيز چنين است .
و بنابراين ، محصّل معنى اين مىشود كه : تو اى پروردگار ! فرشتگان را آيات و نشانههاى خود قرار دادى ! و مقامات خود كه در هيچ محلّ و مكانى تعطيلپذير نيست ، معيّن و مقدّر فرمودى ! بهطورىكه در هر مكانى و هر محلّى هر كس بخواهد تو را بشناسد ، به سبب اين موجودات طاهرهء ملكوتيّه مىشناسد !
و اين معنى بسيار سليس و روشن است ؛ و ما نفهميديم عدم استقامت از جهت معنى ، بلكه از جهت لفظ از كجا پيدا شد ؟
نظر استقلالى به موجودات شرك و غلط است
و امّا اشكال سوّم كه لازمهاش تساوى ملائكه با خداست ، و آن را كفر محض دانستهاند و اهمّ از اشكالات شمردهاند ؛ چون در عبارت دعا چنين
هامش
( 1 ) آيه 5 ، از سورهء 79 : النّازعات