آيات قرآن كريم كه هر موجودى را آيه مىداند ، راجع به اين حقيقت است ؛ و در ادعيهء بىشمار و از جمله دعاى شريف « سمات » كه خدا را به اسمائش سوگند مىدهيم و به خدا بوسيلهء آن اسماء توسّل مىجوئيم ، همه و همه از اين قبيل است ؛ و مقامات مقدّسهء انبياء و ائمّهء طاهرين و توسّل به آنها از اين قبيل است .
نه آنكه ما به قدر ذرّهاى براى آنان استقلال ، گرچه در مقام شفاعت باشد ، قائل شويم و از اين دريچه به آنها توسّل جوئيم ؛ اين غلط است و آن صحيح ، اين شرك است و آن توحيد .
بارى ، اين مسئله براى بسيارى از غير متعمّقين در مباحث توحيدى و حكمت الهى روشن نشده است ؛ و لذا در اثر برخورد با چنين جملاتى كه حقيقتِ محضهء توحيد است گير مىكنند . و بر اساس سنجش با ميزان فكرى و سطح علمى خود گرچه از مباحث عقليّه و فلسفيّه دور باشند ، فوراً چون دأب ضعفاء ، دست به تكفير مىزنند و آن حقائق را كفر محض مىدانند .
غافل از اينكه اين دعاها را اساطين مذهب مىخواندهاند و مىخوانند ؛ و كفر دانستن اين فقرات مستلزم تكفير چون شيخ طوسى و شيخ كفعمى و سيّد ابن طاوس و علّامهء مجلسى خواهد شد كه آن را در كتب خود آورده و تلقّى به قبول كردهاند .
و اگر ما در هر فنّ و مسألهاى كه در خور صلاحيّت ما نيست وارد نشويم ، و علم آن را به اهلش واگذاريم ، و يا چون بسيارى از علماء و بزرگان ، حقيقتش را به راسخين در علم و ائمّهء طاهرين ارجاع دهيم ؛ بهتر است .
و امّا لفظ أَعْضَادٌ : كه ظاهر آن را أعضاد خدا ، يعنى كمككاران و مددكاران خدا شمردهاند ؛ و آن را نيز كفر دانستهاند .
اوّلًا : خوب روشن است كه به قرينهء عطف مُنَاةٌ و أَذْوَادٌ و حَفَظَةٌ و
الله شناسى (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٩