پس بنابراين ، تمام موجودات كلام حقّ هستند ؛ و همه منطوق ذات اقدس او ، و جملگى گفتار و نطق و سخن او
وَ لَدَيْنا كِتابٌ يَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
. « 1 »
عالم تكوين كتاب گوياى خداست ، و به حقّ و راستى سخن مىگويد و تنطّق مىنمايد .
قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
.
« 2 » پوستهاى بدن مجرمان و ظالمان در روز بازپسين مىگويند : ما را به نطق و سخن در آورده است آن خدائى كه هر چيزى را به نطق و گفتار در آورده است .
مشيّت پروردگار متعال از صفات اوست ؛ و نفس صفات هم كه لميزلى و لايزالى است ؛ يعنى متعيّن به حدودى و متقيّد به قَدَر و اندازهاى نيست . أسماء و صفات ذات اقدس او غير متناهى است . ظهورات ماهيّات است كه در عالم وجود ، مشيّت حقّ تعالى را شكل مىدهد و صورتبندى مىكند ؛ و به عبارت ديگر مخلوق مىكند و به وجود مىآورد . و عالىترين اقسام موجودات ، فرشتگان حقّ هستند كه چون لئالى مُتلألِئه آن مشيّت ازليّه را به لباس تقدير و اندازه مقدّر مىكنند ؛ و بنابراين ظهور مىدهند و آن معنى مخفىّ و پنهان را گويا و بارز و ناطق مىنمايند .
فرشتگان كه واسطهء افاضهء فيض و تدبير امور عالم خلقند ، نطق و گفتار مشيّت خدا هستند ، و در آنها جهتى است كه با آن موجودات را از كتم عدم به وجود مىآورند و به اندازه و قَدَر مىزنند ؛ كما آنكه در قرآن كريم داريم :
هامش
( 1 ) : ذيل آيه 62 ، از سورهء 23 : المؤمنون
( 2 ) قسمتى از آيه 21 ، از سورهء 41 : فصّلت