« بلد الامين » او و كتاب « إقبال » و كتاب ادعيه و مزار « بحار الانوار » ، تبديل به يك كتاب كوچك بغلى به قدر تبصرة علّامه خواهد شد ، درحالىكه مىدانيم اين خلاف ضرورت مذهب است ؛ علماى ما از سابقين و لاحقين اين ادعيه را محفوظ مىداشتهاند ، و خود نيز مىخواندهاند و سيرهء عملى آنها بر همين منوال بوده است .
اين دعا را شيخ طوسى در « مصباح المُتهجِّد » ص 559 ، و شيخ كفعمى در « مصباح » خود ص 529 ، و در « البلد الامين » ص 179 ، و سيّد ابن طاوس در « إقبال » ص 646 ، و علّامهء مجلسى در « بحار » ج 20 كمپانى ، ص 343 آورده است ؛ و همگى تلقّى بقبول كردهاند . و با آنكه مرحوم مجلسى در عبارات مشابههء با عبارات صوفيّه بسيار حسّاسيّت دارد و حتّى الإمكان ردّ مىكند ، معذلك بدون هيچ بيانى در اينجا دعا را آورده ؛ و معلوم مىشود كه تمام اشكالات صاحب كتاب « الاخبار الدّخيلة » را هباءً و غير قابل بيان مىدانسته است .
سيرهء علماى شيعه در باب ادعيه و زيارات بر حفظ و قرائت آنها بوده است
و از اينجا معلوم مىشود : رويّه و سيرهء علماء ماضى ما در عمل به اين ادعيه و زيارات ، صحّت سند به صحّت مشهور امروزى كه از زمان علّامه احاديث را به صحاح و حسان و ضعاف و موثّقات تقسيم كرده است ، نبوده است ؛ بلكه هر زيارت و دعائى را كه اطمينان به صدور آن داشتند گرچه با قرائن خارجيّه باشد ، به آن عمل مىنمودهاند . و همين معنى صحّت است . پس دعا و زيارت ضعيف السّند ، چنانچه مورد عمل اصحاب و علماء قرار گيرد و در كتب خود ضبط و ثبت كنند ، و قدحى از آن و يا از راوى آن ذكر ننمايند ؛ همين شهرتى است كه موجب انجبار ضعف سند مىشود .
و ما در اصول ثابت كردهايم كه هر خبرى كه صحيح السّند باشد ولى اصحاب از آن اعراض نموده باشند ، قابل عمل نيست ؛ بل كُلَّما زادَ صِحَّةً زادَ