تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
ضَعْفاً ؛ و هر خبر ضعيفى را كه معمولٌ به اصحاب باشد ، بايد اخذ كرد ؛ و اين عمل اصحاب جابر سند آن مىشود . و از اينجاست كه ما مىبينيم بسيارى از روايات « كافى » بلكه اكثر آن ضعيف السّند است ؛ و اگر كسى به كتاب « مرآة العقول » مراجعه كند ، خواهد يافت كه علّامهء مجلسى در هنگام بيان راويان احاديث ، غالب آنها را ضعيف مىشمارد ، درحالىكه مىدانيم كتاب « كافى » از كتب معتبرهء ماست ؛ بلكه از معتبرترين كتب ماست . و علّت ، آن است كه نفس درج احاديث را در اين كتاب و سائر كتب اربعه ، چون « من لا يحضره الفقيه » و « استبصار » و « تهذيب » از چنان شيوخى كه از لحاظ وثاقت و ورع و امانت و علم و تبحّر در فنّ حديث و مقبول و مردود بودن آن ، در درجهء اعلى قرار دارند ؛ خود موجب اطمينان به صدور است . و از همين جهت است كه اخباريّين قاطبةً و بسيارى از علماء اصوليّين ، جميع روايات واردهء در كتب اربعه را صحيح و واجب العمل مىدانند ؛ ولى ما مىگوئيم نفس درج احاديث در اين كتابها وجوب عمل نمىآورد و آنها را صحيح نمىكند ، ولى بدون شكّ به مقدار معتنابهى درجهء ارزش حديث را بالا مىبرد ، و با ضمّ مختصر قرينهء خارجيّه و بعضى از شواهد آن را صحيح و لازم الاتّباع مىكند . ابن عيّاش گرچه در نزد نجاشى شخص غير معتمدى است ، ولى تمام روايات شخص ضعيف كه دروغ نيست ، بلكه شخص ضعيف در كلامش همه گونه كلام هست ؛ صحيح و فاسد ، دروغ و صادق ، مطرود و مقبول . و لعلّ اينكه بعضى از كلام او و لو به ضميمهء قرائن خارجيّه عين صدق باشد ؛ و در اين صورت روايات اشخاص ضعيف مورد قبول قرار مىگيرد . و ممكنست اين روايت ابن عيّاش از اين قبيل بوده باشد . و نيز خير بن عبد الله و يا خيبر بن عبد الله كه