دشمن اصابت مىكند ، و هَلُمَّ جرّاً .
امّا همين نور مختصر كه اصلًا آن را به حساب نمىآورد ، ببينيد چقدر براى وى فائده دارد ! تا برسد به نورهاى شديدتر و قوىتر ، تا برسد به نورهاى اخلاقى و صفاتى ، تا برسد به نورهاى عقلانى و ذاتى ، كه هر يك را انسان در رتبهء خود اگر فاقد گردد كور است . چشم دارد ولى كور است ؛ به علّت آنكه چشم با نور حسّ مىبيند ، انديشه و فكر با نور معنوى ، عقل و شهود با نور عقلانى و شهودى .
شخص منكر خدا و لقاء خدا كه دست به اعمالى بر خلاف سُنن اوّليّه و اصول فطريّه مىزند ، آدم كورى است كه در ميان چندين ظلمت سر فروبرده است ؛ و در ميان لجّههاى عميق و گردابهاى وحشتانگيز هوا و هوس و تبعيّت از شيطان و نفس امّاره چنان در تاريكىهاى عجيب بسر مىبرد كه ابداً روزنهء روشنائى در او تحقّق پيدا نمىكند .
كفّار در سه ظلمت فرورفتهاند : ظلمت خيال و وهم ، ظلمت عقل ، ظلمت ذات
قرآن كريم مىفرمايد : اينگونه كفّار ، گوئى در ميان سه طبقه از ظلمت فرورفتهاند : اوّل ، ظلمتى مثلًا به مثابهء شب . دوّم ، بر اين ظلمت افزوده شود ظلمت موجى كه يكى پس از ديگرى در اعماق دريائى سهمگين و وحشتخيز بر سر او ريخته شود . سوّم ، بر اين ظلمت همچنين اضافه شود ظلمت ابرهاى تاريك كه برآمده و سطح آسمان را پوشانيده است . اين ظلمتهاى متراكم بقدرى است كه فرضاً آن مرد كافر اگر اراده كند نزديكترين چيزها به او كه دست او مىباشد ، از لباس و يا آستين برون آورد و ببيند ، نخواهد ديد . اينان ، نه نور شرعى آنان را رهبرى مىكند ، نه نور عقلى و نه نور شهودى . و در اعماق چند طبقه از تاريكى خيال و وهم ، و تاريكى نور عقل ، و تاريكى نور ذات بسر مىبرند .
نعوذُ بالله كه :
وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ .