به حساب مىرسد .
و يا اعمالشان همچون تاريكيهائى مىباشد در دريائى ژرف و عميق كه روى آن دريا را موج پوشانده است ؛ و در بالاى آن موج ، موجى دگر ، و در بالاى آن نيز ابر آسمان آن را فرا گرفته است .
ظلمتهائيست است كه بعضى از آن بر فراز بعضى دگر است ؛ بهطورىكه اگر آن كافر دست خود را بيرون آورد ( كه بخواهد ببيند ) هيچگاه نخواهد ديد . و كسى كه خداوند براى وى نورى قرار نداده باشد ، او صاحب نورى نخواهد بود . »
اهل تفسير آوردهاند : خداوند در اين دو آيه ، دو مثال براى اعمال كافرين آورده است : اوّل : سراب ؛ و دوّم : ظلمات در درياى ژرف .
اوّل دربارهء آنانست كه كارهاى خود را حسنه و افعالشان را پسنديده مىدانند ، و آن افعال هم در خارج و منظر و مرآى مردم چشمگير مىباشد ؛ و لايق تحسين و تحميد و تمجيد . و ليكن چون براى خدا و لِلّه و فى الله و مِنَ الله و إلَى الله نمىباشد ، همه پوچ و باطل ، همچون سراب خواهد بود كه بعد از انكشاف حقّ برايشان هويدا مىگردد .
دوّم دربارهء آنانست كه كارهاى خود را با علم و يقين به تعدّى و تجاوز ، و با بصيرت به عواقب وخيم آنها ، دست بدان مىآلايند . و با جُحود و انكار و استكبار در برابر ربّ العالمين صفّ زده ، و امّت را نيز گمراه نموده ؛ به دنبال خود مىكشند .
در هر حال هر دو مثال ، موجب اعجاب مىباشد ؛ امّا مثال سراب ، به جهت آنكه در بيابانى پهناور كه سراب در آنجا خودنمائى مىنمايد ، اگر فرض شود كسى تشنه باشد و از دور آن منظره را مشاهده كند ، مىبيند كه حقيقةً آب است ، به دنبال آب مىرود . امّا آن سراب بواسطهء نزديكى اين كس به آن ، دور
الله شناسى (فارسى) — صفحة 19
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩