عنوان وحدت و نام واحدى بر آنها جارى مىشود . و در تركيب سركه و عسل بدان انگبين گويند .
و همچنين در مورد اتّصال دو چيز يا چند چيز با يكدگر ؛ مثل قطعات چوب كه از اتّصالشان ، با وجود دوئيّت و بينونت معذلك نام واحد سرير بدان گفته مىشود .
و همچنين در مورد استحاله كه چيزى به صورت چيز دگر مبدّل شود ؛ همچون آب كه بخار مىشود ، در اين صورت مىگويند : اين بخار ، همان آب است نه چيز ديگر ، درحالىكه آب و بخار دو چيز هستند .
6 - و در باب قضايا ، قضيّهء حمل شايع صناعى چون زيد قائم است ، كه زيد و قائم دو چيز مىباشند ؛ و امّا در مورد حمل هو هو يعنى حمل اوّلى ذاتى ، كه حمل مفاهيم است بر همدگر همچون حمل حيوان ناطق بر انسان ، كه در اين صورت با وجود وحدت مفهومى كه نتيجهء حمل و هو هويّت است ، معذلك كثرت مفهوم انسان با حيوان ناطق سبب صحّت حمل شده است ؛ و گرنه معنى نداشت كه يك چيز به تمام معنى بر خودش حمل شود ؛ مثل الإنسانُ إنسانٌ . و لهذا در حمل اوّلى كه حمل هو هوست با وجود كثرت مفهومى از جهتى ، اتّحاد در حمل واقع شده است ؛ پس بر اين مطالب توجّه داشته باشيد .
اين ابيات همگى دلالت بر مدّعاى آقا سيّد أحمد دارد ؛ و ليكن آنچه در ميان آنها صريحتر است ، بيت چهارم مىباشد كه دليل بر بيت سوّم - كه دلالت بر امكان فناء فى الله دارد - آورده شده است . و اين عين مطلب اهل عرفان و يقين است ؛ و مرحوم حاج سيّد أحمد كربلائى هم غير از اين چيزى نمىگويد . رحمة الله عليهما رحمةً واسعةً شاملةً . « 1 »
هامش
( 1 ) محاسبهء دقيق ما مىرساند كه : مرحوم حاج شيخ پس از مكاتبات با آقا حاج