فانى هستند . تمام ارواح و عوالم مجرّد از روح القدس گرفته تا ملائكه مقرّب و ارواح انبياء و امامان عليهم الصّلاة و السّلام و ارواح اولياى گرام ، تا يكايك از ذرّات عالم كه در جهان مُلك و عالم ملكوت مؤثّر مىباشند ؛ همه و همه فانى و مندكّ در ذات واحد أحد او هستند ؛ وجودشان همگى ظلّى و آيتى و عاريتى و مجازى و غير اصيل است .
اگر ما براى ارواح ائمّه و پيغمبران اصالتى قائل شويم ، ما هم همانند آنان مشرك خواهيم بود ؛ همچنانكه اگر آنان آن سه اصل را يك حقيقت واحد دانند كه به سه اعتبار تجلّى كرده است ، ايشان نيز موحّد خواهند بود . و ليكن آنها از ارائه اين معنى تأبّى دارند و بر سه اصل قديم پافشارى مىنمايند . امّا در فرمايشات حضرت استاد علّامه اخيراً ، در تفسير آياتى از سوره مائده ديديم كه فرمودهاند : بعضى از طوائف نصارى همچون نجاشى پادشاه حبشه اين چنين بودهاند .
گفتار سيّد أحمد هاتف صاحب ترجيعبند معروف شايد از اين قضيّه پرده برداشته است ؛ آنجا كه گفته است :
از تو اى دوست نگسلم پيوند * ور به تيغم بُرند بند از بند
الحقّ ارزان بود ز ما صد جان * وز دهان تو نيمشكر خند
اى پدر پند كم ده از عشقم * كه نخواهد شد اهل ، اين فرزند
من ره كوى عافيت دانم * چكنم كو فتادهام به كمند
پندِ آنان دهند خلق اى كاش * كه ز عشق تو مىدهندم پند
در كليسا به دلبر ترسا * گفتم : اى دل به دام تو دربند
اى كه دارد به تار گيسويت * هر سر موى من جدا پيوند
ره به وحدت نيافتن تا كى ؟ * ننگ تثليث بر يكى تا چند ؟
نام حقِّ يگانه چون شايد * كه اب و ابن و روح قُدْس نهند
لب شيرين گشود و با من گفت * وز شكر خنده ريخت آب از قند