تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
فصلٌ بالخير : چون نوبت دوّم كه مكتوب مطالعه كردم ، نظر بر رباعى كيشى افتاد ، و به خاطر آمد كه آنچه در آن مقام مكشوف شده و بدان مبتهج گشته كه بر حقيقت آن اطّلاع يافته ، آنست كه روزى چند در اوايل ، اين ضعيف در آن مقام افتاد ، و خوش آمدش آن مقام ، و ليكن از آن مقام بگذشت . يعنى چون از بدايت و وسط مقام مكاشفه درگذشت و به نهايت مقام مكاشفه در رسيد ، غلط آن أظهر من الشّمس معلوم شد ، و در قطب آن مقام يقينى پيدا شد كه شكّ را در آنجا مدخل نيست . پس اى عزيز ! مىشنوم كه اوقات شما به طاعات موظّف است ، و عمر به آخر رسيده ، دريغ باشد كه در بدايت مقام مكاشفه به طريقى كه كودكان را به جوزى و مويزى چند بفريبند تا به مكتب روند ، به معارفى چند كه چون خَذَف باشد ، باز مانند . و اكثر آيات بيّنات قرآن را جهت آيتى چند معدود متشابه تأويل كنند . چنان كه آيت محكم ، اين آيت است كه :
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
الخ ، « 1 » و اخواتها را تأويل كنند .
وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى
« 2 » را مقتدا سازند ، و ندانند كه جهت تفهيم خلق ، تا خصوصيّت رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم را بدانند ، فرموده است . چنان كه پادشاهى كه مقرّبى را به مُلكى فرستد ، گويد كه : دست او دست من است ، و زبان او زبان من است . و شيخ نيز كه مريدى را به ارشاد قومى
هامش
كه لعنت خدا بر ستمكاران است . » [ ذيل آيه 18 ، از سوره 11 : هود ] پاك و متعالى است خداوند از آنچه را كه جاهلان او را بدان توصيف مىكنند » . ( 1 ) صدر آيه 110 ، از سوره 18 : الكهف : « بگو : من فقط بشرى هستم همانند شما ! » ( 2 ) قسمتى از آيه 17 ، از سوره 8 : الانفال : « و تو تير پرتاب نكردى زمانى كه پرتاب كردى ، و ليكن خداوند پرتاب كرد ! »