تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
لا يَعْرِفُهُ إلّا هُوَ وَحْدَهُ . « 1 » و انصاف آنست كه هر بحثى كه در « عروة » در نفى اين معنى فرموده ، دلايل آن بر نهج مستقيم و طريق برهان نيست ، از اين جهت دانشمندانى كه معقولات دانند نمىپسندند . و وصف خضر سرگشته كه فرموده است ، از شيخ الإسلام مولانا نظام الدّين خاموش هروى سلّمه الله پرسيدم ، فرمود كه : اين خضر تركمان است ، و بيچاره حال خضر ترجمان مىپرسيد . و چون در اوائل جوانى از بحث فضليّات و شرعيّات فارغ شده بود ، و از آن بحثها و بحث اصول فقه و اصول كلام هيچ تحقيقى نگشود ، تصوّر افتاد كه بحث معقولات و علم الهى و آنچه بر آن موقوف بود ، مردم را به معرفت مىرساند و از اين تردّدها باز مىرهاند . مدّتى در تحصيل آن صرف شده و استحضار آن به جائى برسيد كه بهتر از آن صورت نبندد ، و چندان وحشت و اضطراب و احتجاب از آن پيدا شد كه قرار نماند ، و معلوم گشت كه معرفت مطلوب از طور عقل برتر است ؛ چه در آن علوم هر چند حكما از تشبيه به صُوَر و اجرام خلاص يافته‌اند ، در تشبيه به ارواح افتاده‌اند . تا وقتىكه صحبت متصوّفه و ارباب رياضت و مجاهده اختيار افتاد و توفيق حقّ دستگير شد ؛ و اوّل اين سخنان به صحبت « مولانا نور الدّين عبد الصّمد نَطنزى » قدّس اللهُ تعالى روحَه رسيد ، و از صحبت او همين معنى توحيد يافت . و « فُصوص » و « كشف » شيخ يوسف همدانى را عظيم مىپسنديد .
هامش
( 1 ) « پاك است و منزّه آن كس كه نمىشناسد او را مگر خودش به تنهائى . »