و اين طائفه خلق را آيينهء حقّ بينند ، يا حقّ را آيينهء خلق . و بالاتر از اين استهلاك است در عين احديّت ذات . و محجوبان مطلق را فرمود :
أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ
.
و ماندگان در مقام تجلّيات اسماء و صفات هر چند به سبب يقين از شكّ خلاص يافتهاند ، امّا از بقاء على الدّوام معنى :
كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ * وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
، « 1 » قاصراند ، و محتاج به تنبيه :
أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ
. و به شهود اين حقيقت و به معنى :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ،
« 2 » جز طائفهء اخير ظفر نيافتهاند . و در اين حضرت ،
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 3 » عيان است . و در كلّ متعيّنات وجه حقّ مشهود ، و در وجوه اسماء و تعيّنات آن تنزّه ،
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 4 » محقَّقشان شده .
گر ز خورشيد يوم بىنيروست * از پى ضعف خود نه از پى اوست
اكنون از اين احاطه معلوم گردد كه : حقّ تعالى از جميع تعيّنات منزّه است ، و تعيّن او به عين ذات خويش ، و احديّت او نه احديّت عددى ، تا او را ثانى باشد .
چنان كه سنائى رحمه الله تعالى گفته است .
هامش
( 1 ) . آيه 26 و 27 ، از سورهء 55 : الرّحمن : « و تمام كسانى كه بر روى زمين هستند فانى مىباشند ؛ و وجه پروردگار تو كه آن وجه داراى صفت جلال و جمال است باقى مىماند . »
( 2 ) قسمتى از آيه 88 ، از سورهء 28 : القصص : « تمام چيزها هلاك شونده هستند مگر وجه خداوند . »
( 3 ) صدر آيه 3 ، از سورهء 57 : الحديد : « اوست اوّل ، و اوست آخر ، و اوست ظاهر ، و اوست باطن . »
( 4 ) صدر آيه 115 ، از سورهء 2 : البقرة : « پس به هر جانب روى خود را بگردانيد ، در آنجا وجه خدا وجود دارد . »