نوشتم از [ روى ] تحقيق است نه از شرّ نفس و رنجش ؛
وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ
! « 1 »
پوشيده نيست كه هر چه نه بر قانون كتاب و سنّت نبىّ بود ، نزد اين طائفه اعتبارى ندارد ؛ چه ايشان طريق متابعت مىسپرند ، و بناى اين معنى بر اين دو آيت است :
سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ * أَلا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقاءِ رَبِّهِمْ أَلا إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ .
« 2 »
و مردم در سه مرتبه ، مرتّباند :
اوّل : مرتبهء نفس ؛ و اين طائفه اهل دنيا و اتباع حواسّاند ، و اصحاب حجاب ، منكر حقّاند . چون حقّ و صفات او را نشناسند ، قرآن را سخن محمّدى گويند ، و ايشان را خداى تعالى فرمود :
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كانَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ثُمَّ كَفَرْتُمْ بِهِ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ هُوَ فِي شِقاقٍ بَعِيدٍ
. « 3 »
هامش
( 1 ) ذيل آيه 76 ، از سورهء 12 : يوسف : « و برتر از همهء افراد دانشمند ، دانشمندتر ديگرى وجود دارد . »
( 2 ) آيه 53 و 54 ، از سورهء 41 : فصّلت : « به زودى ما آيات خودمان را به ايشان در موجودات نواحى جهان و در نفوس خودشان نشان خواهيم داد ، تا براى آنان روشن شود كه : نشان داده شده ( آيهاى كه نشان ماست ) حقّ است . آيا براى پروردگارت اين كفايت نمىكند كه او بر هر چيز شاهد و حاضر و ناظر مىباشد ؟ ! آگاه باش كه تحقيقاً ايشان در لقاء و ديدار پروردگارشان در شكّ و ترديد بسر مىبرند ! آگاه باش كه تحقيقاً او بر تمام چيزها محيط مىباشد ! »
( 3 ) آيه 52 ، از سورهء 41 : فصّلت : « بگو : شما مرا آگاه نمائيد كه اين قرآن ، اگر از