« العُرْوَة » حمل بر اتّحاد و حلول كرده است .
و ثالثاً آنچنانكه جامى گفته است : علاء الدّوله بدور بوده از اينكه وجود را سه اعتبار است : يكى به اعتبار وجود به شرط شىء كه وجود مقيّد است ، و دوّم وجود به شرط لا شىء كه وجود عامّ است ، و سوّم وجود لا به شرط شىء كه وجود مطلق است . و آنچه ابن عربى به عنوان وجود مطلق عنوان كرده به اعتبار سوّم است درحالىكه علاء الدّوله سخنان ابن عربى را بر وجود عامّ حمل كرده ، و به نفى و انكار وى پرداخته است » . « 1 »
مكتوب عبد الرّزّاق كاشى به علاء الدّولة سمنانى در وحدت وجود
( استدلال عبد الرّزّاق كاشى حتّى از كلام امامان عليهم السّلام بر وحدت وجود ،
استدلال قوىّ ملا عبد الرّزّاق ، بر وحدت حقّ تعالى در نامه به علاء الدّوله )
جناب مايل هروى پس از آنكه شرحى در تجليل علاء الدّوله از ابن عربى ، و ديگر در دوگانگى كلمات وى دربارهء ابن عربى ذكر كرده است مىگويد : « حال آنكه مناظرات و مكاتباتى كه ميان كمال الدّين عبد الرّزّاق كاشى و علاء الدّوله در همين مورد رفته است ، علاء الدّوله با تندى بسيار بر ابن عربى تاخته ، و حتّى به نقل از اسفراينى مطالعهء آثار ابن عربى را مكروه و حرام بر شمرده است .
چون نامهء عبد الرّزّاق كاشى و جواب علاء الدّولة سمنانى پيوند مستقيمى با كتاب « العروة » دارد ؛ و در واقع نقدى است بر « عروة » و نقدى نموده شده بر نقد « عروة » ، با نقل آن دو مكتوب ، اين بهره از مقدّمه را به پايان مىبريم . »
در اينجا آن جناب ، تمامى مكتوب عبد الرّزّاق و تمامى جواب علاء الدّوله را به وى ، ذكر كرده است . و چون در جميع مطالب اوّل ، مسائل عرفانيّه و حكمتيّه و روايات وارده مندرج آمده است ، و در پاسخ دوّم از طرز فكر و انديشه علاء الدّوله مطالب بسيارى را مىتوان استنتاج كرد ؛ دريغ مىباشد جميع اين مكتوب و پاسخ را در اينجا ذكر ننمائيم و در دسترس اهل
هامش
( 1 ) نيز ر ك : « نفحات الانس » ص 554 و « طرائق الحقائق » ج 1 ، ص 324 . ( تعليقه )