تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
و همچنين ممكن نيست فرض مغايرت و بينونت بين صفات ذاتيّه‌اش ؛ مثل علم و حيات و قدرت . زيرا كه اين‌گونه فرض ، مىكشاند به سوى وجود حدودى در داخل ذات كه آنچه در داخل هر حدّى است ، در خارج آن يافت نشود . لهذا ذات و صفات متغاير و متكثّر مىشوند و خداوند حدّ مىخورد . و اين‌همه ، مطالبى است كه خود وثنيّين بنا بر آنچه را كه از معارفشان نزد ماست بدان اعتراف دارند . و از جمله چيزهائى كه ابداً شكّ بدان نمىتواند راه پيدا كند در نزد كسانى كه اثبات « إله » سبحانه مىنمايند ، اگر بدان تفطّن كنند ؛ آن مىباشد كه : خداوند سبحانه موجودى است كه فى حدّ نفسه بذات خود ثابت مىباشد . موجودى بدين صفت ، غير او نيست . و جميع صفات كماليّه‌اى كه دارا مىباشد عين او هستند و زائد بر وى نيستند ؛ و نه بعضى از صفاتش زائد بر بعضى صفات ديگر . بنابراين ، خداوند ذات او بعينها علم و قدرت و حيات است . بناءً على هذا ، خداى تعالى أحدىُّ الذّاتِ و الصّفات مىباشد ؛ يعنى او بذاته در وجودش واحد است ، هيچ چيز در قبال وى نيست مگر آنكه به وى موجود است نه مستقلّ در وجود . و واحد است در صفاتش يعنى در آنجا نمىتواند صفت حقيقى موجود باشد مگر آنكه عين ذات اوست ؛ فهو الذى يقهر كل شىء لا يقهره شىء . و اشارهء بدين مطالب ، تنها جهتى است كه خداوند سبحان را بر آن داشت كه الله سبحانه را به الواحد القهّار توصيف نمايد ؛ آنجا كه فرمود :
أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
. يعنى خداى تعالى واحد مىباشد ليكن نه واحد عددى كه چون چيز دگرى به او اضافه گردد ، دو تا بشوند . بلكه واحدى است كه امكان ندارد صفتى در برابرش فرض شود مگر آنكه آن صفت عين اوست ؛ و نه ذاتى