عبادتشان به آنكه اثبات شفاعت برايشان بنمايد و استقلالى در تأثير بدانها بدهد ، تا پرستيدنشان صحيح و توجّه بهسويشان ممدوح باشد ، فرود نياورده است . زيرا در جميع احوال و تقادير ، امر اختصاص به خدا دارد ؛ و بدين مهمّ اشاره دارد در گفتار بعد :
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
.
و اين گفتار :
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ ،
البتّه از قضايا و مسائلى است كه شكّ را در آن مدخليّتى نيست . به سبب آنكه حكم در امرى از امور گرچه كوچك و بىاهمّيّت باشد ، بر پا نمىشود مگر از كسى كه به تمام معنى الكلمه مالك در تصرّف باشد . و چون مالك تصرّف و تدبير امور عالم و تربيت بندگان در حقيقت جز خداى سبحان نمىتواند بوده باشد ، لهذا در حقيقت معنى ، حكمى جز براى وى موجود نمىباشد .
و اين گفتار :
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ
نيز براى ما قبلش و ما بعدش مفيد ، و صلاحيّت براى تعليل از دو جانب با هم را دارا مىباشد .
امّا فائدهاش در كلام قبلى :
ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
اخيراً روشن شد . و امّا فائدهاش در كلام بعدى :
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
، به جهت آنكه متضمّن جانب اثبات حكم مىباشد ؛ همانطور كه كلام قبلى :
ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
متضمّن جانب سلب حكم است .
و حكم خداى تعالى از هر دو جانب نافذ است ؛ پس گويا چون گفته شد :
ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
، گفته مىشود : پس حكم خدا در امر عبادت بندگانش چه خواهد بود ؟
در اينجا گفته شده است :
أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
. و به همين سبب با فعل جمله را بنا نموده است .
و معنى آيه - و الله أعلم - چنين مىشود : شما غير از خداوند نمىپرستيد مگر اسمائى را كه از مسمّىهايشان تهى هستند . آنان را كسى وضع ننموده مگر