ما را به خداوند نزديك كنند و در نزد وى شفيع ما شوند . در اينجا حضرت يوسف عليه السّلام در قسمت دوّم از كلامش ، يعنى قوله :
ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
، در مقام دفع آن بر آمد . »
تفسير علامه ( قدّه ) در آيه : إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
و به دنبال اين فقره :
إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ
آورده است :
« و در اينجا اوّلًا به خطاب دو همنشين زندانى خود پرداخته و سپس خطاب را به همگان عموميّت مىدهد ؛ زيرا حكم در ميان آن دو تن و ميان غير آن دو از پرستندگان بتها اشتراك دارد .
و نفى عبادت مگر از اسمها ، كنايت است از آنكه در پشت سر اين اسماء ، مسمَّيات و حقائقى وجود ندارد تا عبادت براى آنها قرار گيرد . فقط پرستش در مقابل اسم واقع شده است ؛ مثل لفظ إله السّماء ، و إله الارض ، و إله البحر ، و إله البرّ ، و الاب ، و الامّ ، و ابنُ الإله ، و نظائر ذلك .
خداوند در گفتار يوسف در اينكه اينها فقط نامهائى مىباشند و حقائقى كه اين نامها بر آنها واقع شوند نيستند ، تأكيد آورده است كه :
أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
. چون اين كلمه در معنى حصر است ؛ يعنى اين نامها را احدى غير از شما نگذارده است ، بلكه شما و پدرانتان آن اسامى را جعل نمودهايد . و پس از آن با تأكيد دگرى فرموده است :
ما أَنْزَلَ اللَّهُ بِها مِنْ سُلْطانٍ
.
لفظ سلطان عبارت است از برهان ؛ به جهت تسلّط برهان بر انديشهها و افكار . يعنى خداوند در اين اسماء و يا بواسطهء اين تسميه ، برهانى را فرود نياورده است تا دلالت نمايد كه آنان در دنبالشان مسمَّياتى دارند ؛ كه در آن صورت الوهيّت و معبوديّت براى آنها ثابت گردد ، و عبادت شما در برابرشان صحيح و زيبنده باشد .
و ممكنست ضمير « بها » به عبادت برگردد ؛ يعنى خداوند حجّتى براى