( زائيده نشده است ) ، و رابعاً به آنكه او
لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ
است ( براى وى احدى به صورت انباز و همتا وجود ندارد ) .
و هر يك از اين اوصاف از چيزهائى است كه مستلزم نوعى از محدوديّت و انعزال مىشود .
و اينست همان سرّ و علّت عدم توصيفهاى غير خدا آنطور كه بايد و شايد بر خداى تعالى .
خدا مىگويد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ * إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ .
« 1 »
« پاك و منزّه است خدا از آنچه كه وى را بدان توصيف مىكنند ، مگر بندگان خدا كه خالص گشتهاند ( توصيفشان بهجا و درست مىباشد ) . »
و خدا مىگويد :
وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً
. « 2 »
« از جهت علم نمىتوانند بر خدا احاطه حاصل كنند . »
و اين بدان جهت مىباشد كه معانى كماليّهاى را كه خدا را بدان وصف مىنمائيم ، اوصافى هستند محدود . و ساحت اقدس وى سبحانه از حدّ و قيد برتر است . و اينست همان معنى كه پيغمبر اكرم صلّى الله عليه و آله در كلمهء مشهورهء خود اراده كرده است :
لَا أُحْصِى ثَنَاءً عَلَيْكَ ! أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ !
« من ستايش بر تو را به شمارش در نمىآورم ! تو همانطور مىباشى كه خودت ستايشگر خود هستى ! »
هامش
( 1 ) » آيه 159 و 160 ، از سورهء 37 : الصّافّات ؛ و ايضاً در آيه 180 ، از همين سوره آمده است :سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ .« پاك و منزّه است پروردگار تو ؛ پروردگار عزّت از آنچه كه او را توصيف مىنمايند ! »
( 2 ) ذيل آيه 110 ، از سورهء 20 : طه