به قهّاريّت ؛ تا دلالت نمايد بر آنكه وحدت وى بگونهاى مىباشد كه براى هيچ فرض كنندهاى مجالى باقى نمىگذارد تا براى وى موجود دوّمى مماثل با او را به گونهاى از انحاء فرض كند ، تا چه رسد كه آن فرض در عالم وجود ظاهر شود و به مقام واقعيّت و ثبوت نائل گردد .
خداى تعالى مىفرمايد :
أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ * ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ
« 1 » .
« آيا اربابان و صاحب اختياران متفرّق و جدا جدا ، مورد گزينش و انتخاب هستند يا خداوند واحد قهّار ؟ ! از خدا بگذريم موجوداتى كه آنها را مىپرستيد نيستند مگر نامهائى كه شما و پدرانتان آن نامها را بر آنها نهادهايد ! »
بنابراين توصيف كردن خداوند را به وحدت قاهره از براى هر گونه شريك مفروض ، باقى نمىگذارد براى غير خداى تعالى از هر قسم شريكى كه فرض شود مگر فقط اسم را .
و خداى تعالى مىفرمايد :
أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
« 2 » .
« آيا قرار دادهاند براى خداوند شريكانى را كه آنها بيافرينند مانند آفرينش خدا تا در نتيجه ، آفرينشها با هم براى آنان مشتبه گردد ؟ ! بگو : خداوند است كه آفرينندهء تمام چيزهاست . و اوست خداى واحد قهّار ! »
و خداى تعالى مىفرمايد :
لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ
« 3 »
« پادشاهى و اختيار بر نفوس امروز براى چه كسى مىباشد ؟ ! از براى
هامش
( 1 ) ذيل آيه 39 و صدر آيه 40 ، از سورهء 12 : يوسف
( 2 ) ذيل آيه 16 ، از سورهء 13 : الرّعد
( 3 ) ذيل آيه 16 ، از سورهء 40 : غافر