« جنس حقّ دربست و سربست از ناحيهء پروردگار تو نشأت دارد . »
و گفتار خدا :
أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ
. « 1 »
« شما هستيد مجموعهء نيازمندان به سوى خدا . و خداوند است يگانه و تنها بىنياز ! »
إلى غيرِ ذلك از آياتى كه در اين مقام وارد است .
علّامه : وحدت بالصّرافه ، جميع موجودات را در خود گرد آورده است
وجود حقّ تعالى ؛ جميع موجودات را در خود فانى مىكند
و اين آيات - بهطورىكه مشاهده مىنمائى - با بلندترين ندا و رفيعترين صوت فرياد بر مىدارد كه : تمام كمالهاى مفروض در جميع عوالم اصلش مِلك طلق خداوند سبحانه مىباشد ؛ و هيچ موجودى به هيچ وجه من الوجوه فىالجمله كمالى ندارد مگر به تمليك خداى تعالى آن كمال را به او ، بدون آنكه در حين اعطاء كمال ، خداوند از مِلكيّت خود و يا از آنچه را كه تمليك نموده است منعزل گردد ، همانطور كه ما جميع خلائق اينطور مىباشيم كه آنچه را كه از خودمان به غير تمليك مىكنيم ، منعزل مىگرديم و تهيدست مىشويم .
پس هر چيزى از اشياء را اگر در قبال خداى تعالى داراى كمال فرض كنيم اگرچه در نهايت قلّت باشد ، تا اينكه ثانى او و شريك او محسوب گردد ؛ آن معنى كمال به خداى سبحانه بر مىگردد و محض براى وى مىگردد ؛ و هو الحق الذى يملك كل شىء و غيره الباطل الذى لا يملك لنفسه شيئا .
« و اوست يگانه حقّ ؛ كسى كه مالك تمام چيزهاست ، و غير او باطل است ؛ كسى كه براى خودش چيزى را مالك نيست . »
خداى تعالى مىفرمايد :
وَ لا يَمْلِكُونَ لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً وَ لا يَمْلِكُونَ مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً
. « 2 » « 3 »
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 15 ، از سورهء 35 : فاطر
( 2 ) ذيل آيه 3 ، از سورهء 25 : الفرقان