ثانياً با كلمهء استفهاميّهء هَلْ ( آيا ما شما را آگاه كنيم بدين مطلب ؟ ! ) گويا اين امر بقدرى مهمّ ، و دانستنش بقدرى سنگين و قارع مىباشد كه براى فهماندن آن به مخاطبين ، در صدد برآمده است تا از ايشان اذن بگيرد .
ثالثاً انتخاب لفظ
فَنُنَبِّئُكُمْ
( ما شما را آگاه كنيم ) به صيغهء جمع ( لفظ ما ) كه از ساحت عظمت و عزّت مقام ربوبى مىباشد ، و استفادهء لفظ انْباء در مقابل اعلان يا اعلام يا اخبار و سائر الفاظ مشابه ديگر كه در صياغت بلاغت مذكور است .
رابعاً انتخاب لفظ أخْسَرين ( زيانبارترين ) ؛ كأنّه از اين دستهء مردم در جميع عوالم و مذاهب كسى متضرّرتر و خاسرتر موجود نيست .
خامساً آوردن عبارت اعمال را به عنوان تميز براى تشخيص معنى اخْسَر و زيانكارتر ، كه مردم بدانند : اعمال انسان گرچه از جهت سبك و جلوه و بازار دارى و عوام فريبى به قدر كوه باشد ، در نزد خدا ارزشش صفر و قيمتش « منها » است نه « بعلاوه » . چرا كه وى انكار ديدار و زيارت خداى خودش را دارد .
سادساً تفسير اين گروه را به
الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ
( تلاش ايشان گم مىگردد ) . يعنى تمام تلاشها و كوششها و زراندوزيها و علماندوختگىها و وجدان جاه عظيم و مال وافر و اولاد كثير و اعتبارات دگر و هَلُمَّ جَرّاً ، ابداً به درد آنها نمىخورد و دستى از ايشان نمىگيرد ؛ زيرا كه ديدار خداوند را كه اصل الوجود و معدن الجود و حقيقت و اساس است ، انكار نموده و بالملازمة با ديدار و لقاى غير او كه منبع نيستى و عدم و بطلان مىباشد ، گرويده و دل بستهاند .
سابعاً متعلّق اين ضلالت را
فِي الْحَياةِ الدُّنْيا
قرار داده است ، يعنى نزديكترين و پستترين و ناچيزترين زندگى . و اين در مقابل حيوة عُليا مىباشد ،