عاشراً تفسير آن فقره به
أُولئِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ
. و تصدير اين جمله اوّلًا با خطاب به پيامبر كه تو منظر نظر هستى ؛ نه ايشان كه دورند و قابل خطاب نيستند .
و ثانياً با اشارهء به بعيد ؛ نه اشارهء به قريب ، مثل هَؤُلاء . زيرا اين تعبير دلالت بر نيستى و نابودى و مهجوريّت آنان مىكند ، كه گويا از مكان دورى دربارهء ايشان گفتگو به عمل مىآيد ،
أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ
« 1 »
« آن دسته از كفّار از مكان بعيد و دور و درازى مورد ندا قرار مىگيرند » و از پس پردهء حجاب ؛ نه از نزديك كه گفتگو با مقرّبان و محبوبان به عمل مىآيد .
و ثالثاً تأكيدهاى بسيار ، مثل ابتدا به جملهء اسميّه : أُولَئِكَ و نيز معرفه آوردن خبر اين مبتدا :
الَّذِينَ كَفَرُوا
كه مفيد حصر است ؛ يعنى تنها ايشانند كه كافر شدهاند .
حادى عشر عنوان حبط و نابودى عمل ، و به پيرو آن عدم اقامهء ترازوى عمل در روز بازپسين .
ثانى عشر آوردن جملهء تعليليّه و بيان علّت بودن آن عمل براى جهنّم گداخته به پاداش مكافات و جزاى آنان ؛ آن هم باز با ابتداء به جملهء اسميّه مبتداى محذوف : وَ الامْرُ ذَلِكَ ، و خطاب به پيامبر با علامت « ك » ، و آوردن جملهء ثانويهء اسميّه : جَزَاؤُهُمْ جَهَنَّمُ كه يا جملهء استينافيه است ، و يا جملهء تفسيريّه براى جملهء الامْرُ ذَلِكَ
هامش
( 1 ) . ذيل آيه 44 ، از سورهء 41 : فصّلت :قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدىً وَ شِفاءٌ وَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ فِي آذانِهِمْ وَقْرٌ وَ هُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ.
« بگو اى پيغمبر ! قرآن براى كسانى كه ايمان آوردهاند ، هدايت و شفا است ؛ و كسانى كه ايمان نمىآورند در گوشهايشان سنگينى وجود دارد و قرآن بر ضرر آنان موجب نابينائى است . ايشان كسانى مىباشند كه از مكان دور مورد خطاب و ندا واقع مىشوند » .