21 - و از من و مقام جمعيّت من پيدا شد آنچه كه من بر تن خود كردم و وجودم را بدان خلعت مخلّع نمودم . و ابتدائيّات همه امور به سوى من بازگشت كرد و من غايت و منتهى و آخر امر قرار گرفتم .
و از من پيدا شد هر مظهرى و صورتى از مظاهر و صور كه من بر باطن خودم پوشيدم و بدان صور در مظاهر مثال و حسّ ظاهر گرديدم ؛ يعنى صور و مظاهر حسّيّه هم از من است ، و مظهر غير از ظاهر نمىتواند بوده باشد . و هر ابتدائى مرجعش به من محقّق گرديد ؛ و عنوان
هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ
« 1 » گرديدم و منه بدا و إليه يعود « 2 » گشتم .
22 - و در ذات خودم مشاهده كردم فرشتگانى را كه به حكم :
اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا
، « 3 » مظهر و صورت كلّى خودم را كه آدم بود سجده مىكردند و نسبت به وى خضوع و خشوع داشتند .
پس با علم يقينى دانستم كه آدم من بودم ، و سجدهء آنان هم به من بود ، و سجدهكنندگان هم من بودند .
من از جهت بعضى از صور صفات و جزئيّت خودم ، سجدهء صُوَرى از صور كلّيّت و جمعيّت خودم را كردم ، از آن لحاظ كه مظاهر عين ظاهر مىباشند در آن شهود اتمّ و اكمل وجودى من .
23 - و عياناً مشاهده نمودم ملائكهء روحانى زمين و قواى سِفلى را در عين
هامش
و تهيدست به سوى تو باز مىگردد .
آيه 3 و 4 ، از سورهء 67 : الملك :الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ * ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسِيرٌ. « آن كسى كه هفت طبقهء آسمان را بيافريد . تو در آفرينش خداوند رحمن تفاوتى نمىبينى ! پس چشمت را بازگردان كه آيا در خلقت آنها نقصان و شكافى مىبينى ؟ ! سپس نيز چشمت را دو مرتبه بازگردان ، در آن صورت چشمانت حسرت زده و تهيدست به سوى تو باز مىگردد .
( 1 ) صدر آيه 3 ، از سورهء 57 : الحديد : « اوست اوّل و آخر و ظاهر و باطن . »
( 2 ) اقتباس از آيه 29 ، از سورهء 7 : الاعراف :وَ ادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ. « و خدا را بخوانيد درحالىكه دين خود را براى او خالص مىگردانيد . همانطور كه شما را در وجود و ايجاد ابتدا كرد شما به سوى وى بازگشت مىكنيد ! »
( 3 ) آيه 34 ، از سورهء 2 : البقرة : « سجده كنيد به آدم پس سجده كردند . »