از حضرت رسالت صلّى الله عليه و آله و سلّم پرسيدند كه : بِمَا عَرَفْتَ اللَّهَ ؟ ! فرمود كه : عَرَفْتُ الأشْياءَ بِاللَّهِ . يعنى حقّ را به حقّ دانستم و اشياء ديگر را نيز به حقّ دانستم .
نظم :
خويش را عريان كن از فضل اى فضول * ترك خود كن تا كند رحمت نزول
زيركى ضدّ شكست است و نياز * زيركى بگذار و با گولى بساز « 1 »
و چون معرفت چيزى از چيزى يا به مماثلتى در ذات تواند بود يا به مشابهتى در صفات ، مىفرمايد :
متن :
ظهور جملهء اشيا به ضدّ است * ولى حقّ را نه مانند و نه نِدّ است
يعنى حقّ را در الوهيّت ممانعى و مماثلى نيست ؛ بلكه در وجود شريك ندارد و به غير او هيچ موجودى نيست تا بواسطهء تضادّ و مماثلت سبب ظهور حقّ گردد ؛ بلكه نور وجود واجبى شامل همهء ذرّات كائنات گشته ، و اجلى و اظهر جميع مفهومات و بديهيّات ، وجود واحد مطلق است كه از غايت ظهور و وضوح ، مخفى و مستتر مىنمايد .
شعر :
اى تو مخفى در ظهور خويشتن * وى رخت پنهان به نور خويشتن
هامش
( 1 ) « مثنوى » طبع آقا ميرزا محمود ، ج 6 ، ص 608 ، س 12 ؛ در « لغتنامهء دهخدا » ج 36 ، كتاب « گ » ص 571 ، ستون سمت چپ گويد : « گول » به معنى ابله و نادان و احمق و آنكه او را زود فريب توان داد ، و كودن آيد .