فرشتگان كرد ، و خاك آفرينش ما را پاك از شرك و جهل نمود و با
عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
از شوائب تاريكى و ظلمت نادانى به نور و روشنائى دانائى برگردانيد !
اينك براى من بيان كن كه اينگونه كشتن نفس امّارهء مرا با اين عمل بدون تيغ و شمشيرت ، كار خداوند غيب الغيوب است ؛ زيرا اوست كه بدون اسباب و وسائل و مقدّمات و معدّات امور را ايجاد مىكند ، و در خارج نياز به كمك و معين و همراه ندارد .
اوست كه بدون آلت و بدون جوارح كار مىكند ، و اين همه عطايا و مواهب مجّانى و رايگان و بدون نظر داشت به سود و منفعت آن در اختيارمان مىگذارد .
اوست كه صد هزاران معنى عالى و مطلب راقى را به روح ما مىچشاند ؛ بدون آنكه دل و قلب ما كه زير دست مقام روح مىباشد از آن اطّلاعى داشته باشد .
اوست كه صد هزاران مطلب غامض و مشكل و لا ينحلّ را به هوش و عالم ادراك ما مىفهماند ، كه هيچگاه به حواسّ ظاهريّه ، ما را از چشم و گوش بدان راهى نيست ؛ و طريق ادراك آن علوم بر اين حواسّ مسدود مىباشد .
بازگو اى باز عرش خوششكار * تا چه ديدى اين زمان از كردگار
چشم تو ادراك غيب آموخته * چشمهاى حاضران بر دوخته
« 1 »
هامش
( 1 ) در « لغتنامه دهخدا » ج 22 ، در كتاب « دال » در لفظ « دوخته » ص 329 ، ستون سمت چپ
آورده است : بر دوخته به معنى خياطت شده است . و از نظامى شاهد