حضرت امام رضا عليه السّلام در خطبهء خود « 1 » آنها را به كار برده است . و اين تصديق اعتقاد ما را مىنمايد در آنكه ائمّه عليهم السّلام هر يك از آنان علم خود را از پدرشان مأخوذ داشتهاند تا برسد به پيغمبر صلّى الله عليه و آله و سلّم . »
بارى ؛ اين حديث مبارك علاوه بر آنكه مىرساند كه رؤيت پروردگار با چشم قلب امرى است ممكن بلكه لازم ، با دقّت در فقرات آن وحدت وجود حقّ تعالى به نحو روشن و مبرهن از آن بدست مىآيد ؛ خصوصاً اين فقره از آن كه مىفرمايد :
حَجَبَ بَعْضَهَا عَنْ بَعْضٍ لِيُعْلَمَ أَنْ لَا حِجَابَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ غَيْرُ خَلْقِهِ .
« بعضى از مخلوقات را از بعض دگر پنهان داشت ، براى آنكه دانسته شود : حجابى ميان او و ميان مخلوقاتش غير از خود مخلوقات وجود ندارد . »
اگر مقصود از اين عبارت آن بود كه علّت محجوبيّت برخى از خلائق از همدگر براى آنست كه دانسته شود حجابى ميان او و مخلوقاتش موجود نمىباشد ، كلمهء « غَيْرُ خَلْقِهِ » زائد به نظر مىرسيد ؛ زيرا همانطور كه فرمود : تشعير مشاعر براى آفريدگان به علّت آنست كه فهميده شود خدا مشعر ندارد ، و تجهير جواهر براى آنست كه فهميده شود وى جوهر ندارد ، و خلق غرائز براى آنست كه معلوم گردد خداوند غريزه ندارد ( بِتَشْعِيرِهِ الْمَشَاعِرَ عُرِفَ أَنْ لَا مَشْعَرَ لَهُ ، وَ بتَجْهِيرِهِ الْجَوَاهِرَ عُرِفَ أَنْ لَا جَوْهَرَ لَهُ . . . . شَاهِدَةً بِغَرَائِزِهَا عَلَى أَنْ لَا غَرِيزَةَ لِمُغَرِّزِهَا ) ؛ در اينجا نيز بايد بفرمايد : حَجَبَ بَعْضَهَا عَنْ بَعْضٍ لِيُعْلَمَ أَنْ لَا حِجَابَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ
هامش
( 1 ) حديث دوّم ، از باب التّوحيد و نفى التّشبيه ، از همين كتاب « توحيد » صدوق ، ص 34 تا ص 41