خويش به قدر استعداد خالى نباشد ، و بدان به زبان حال خويش حضرت عزّت را حمد و ثنا مىگويد .
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
. « 1 »
بيت :
گر عَرْض دهند عاشقانت را * هر ذرّه كه هست در شمار آيد
طاوس و مگس به يك محلّ باشد * چون بازِ غم تو در شكار آيد
اى ملائكه ! لاف مُسبِّحى مزنيد ، و خود را در مقام هستى پديد مياوريد كه :
وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ
. « 2 »
آن چيست و كيست كه نه مسبّح حضرت جلّتِ ماست ؟ !
سَبَّحَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ
. « 3 »
و حضرت جلّت ما از آن عزيزتر و بزرگوارتر است ، كه خود هر كسى حمد و ثناى ما تواند گفت . هر تسبيح و تقديس كه بر اهل آسمان و زمين مىبينى و بر ذرّات كائنات مشاهده مىكنى همه از پرتو ثناى خداوندى ماست بر حضرت ما ؛ كه :
سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ
. « 4 »
امّا بواسطهء آينهء روح محمّدى كه عكس بر ذرّات كائنات انداخت جمله
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 44 ، از سورهء 17 : الإسراء : « هيچ چيزى وجود ندارد مگر آنكه خداوند را با حمد او تسبيح مىگويد ، و ليكن شما تسبيحشان را نمىفهميد ! »
( 2 ) آيه 30 ، از سورهء 2 : البقرة : « و ما هستيم كه با حمد تو تسبيح تو را مىكنيم . »
( 3 ) آيه 1 ، از سورهء 57 : الحديد : « تسبيح مىكنند براى خداوند آنچه در آسمانها و زمين است ، و اوست صاحب عزّت و حكمت . »
( 4 ) آيه 180 ، از سورهء 37 : الصّافّات : « منزّه و پاك است پروردگار تو ؛ كه پروردگار عزّت است از آنچه كه وى را توصيف مىنمايند . »