جملگى فرزندان در زير رايت ثناخوانى محمّد باشند ؛ كه : آدَمُ وَ مَنْ دُونَهُ تَحْتَ لِوَائِى يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَا فَخْرَ ، وَ بِيَدِى لِوَاءُ الْحَمْدِ وَ لَا فَخْرَ . « 1 »
از اينجا معلوم گردد كه تخم آفرينش محمّد بود ، و ثمره هم او بود ، و شجرهء آفرينش به حقيقت هم وجود محمّدى است .
بيت :
الحقّ شگرف مرغى كز تو دو كون پر شد * نه بال باز كرده نه ز آشيان پريده
هر چ ملكوتيّات است بيخهاى آن شجره تصوّر كن ، و هر چه جسمانيّات است تنهء شجره ، و انبياء عليهم الصّلاة و السّلام شاخهاى شجره ، و ملائكه برگهاى شجره ؛ و بيان ثمرهء آن شجره در عبارت نگنجد و به زبان قلمِ دو زبان با كاغذِ دو روى نتوان گفت .
شعر :
قصّهها مىنوشت خاقانى * قلم اينجا رسيد سر بشكست « 2 »
شهاب الدّين أبو القاسم سَمْعانىّ در اين باب گويد : هَذا مُحَمَّدٌ رَسولُ اللَّهِ أفْصَحَ مِنْ دَبٍّ وَ دَرْجٍ ، وَ أمْلَحَ مِنْ دَخْلٍ وَ خَرْجٍ ، يَقولُ بَعْدَ ما مَدَّ طَنابٌ فِى مَدْحِ الْجَلالِ وَ وَصْفِ الْجَمالِ : لَا أُحْصِى ثَنَاءً عَلَيْكَ ، أَنْتَ كَمَا أَثْنَيْتَ عَلَى نَفْسِكَ !
ديدهء عقول در ادراك جلال او خيره ، آبهاى روى متعزّزان در آب جمال او
هامش
( 1 ) « آدم بو البشر و جميع زير دستان او در روز بازپسين در تحت رايت و پرچم من هستند ؛ و اين براى من فخريّهاى نيست . و لواى حمد در دست من است ؛ و اين فخريّهاى نيست . »
( 2 ) « مرصاد العباد » طبع بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 61 تا ص 63