بالاخره ملحق مىكند به بندگان مُخلَص خود ( عِبادِهِ المُخلَصينَ ) . و در اين نكته ، بشارتى است عظيم و وعدهاى است جميل براى مؤمنين . »
و در تفسير كلام خداى تعالى :
وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ
- إلخ ، فرمودهاند :
« تعجيل در مورد چيزى عبارت است از با سرعت و شتاب آن را بجا آوردن ؛ و استعجال به چيزى عبارت است از طلب آن چيز با سرعت و شتاب ، و « عَمَه » عبارت است از شدّت تحيّر .
و معنى آيه اينطور مىشود : و اگر خداوند عجله كند براى مردم در نزول شرّ كه عذاب بوده باشد به همان گونه كه مردم در نزول خير مانند نعمت استعجال مىكنند ، تحقيقاً بواسطهء نزول عذاب به حكم انقضاء اجل ، مدّت زندگيشان منتهى خواهد گشت ؛ و ليكن خداوند در نزول شرّ نسبت به آنان شتاب نمىورزد . و يله و رها و واگذار مىسازد آن دسته منكرين لقاء خدا و معاد را كه از ربقهء دين همچون تير از كمان بيرون جستهاند ، كه تا در طغيانشان با شديدترين تحيّر ، متحيّر و سرگردان گردند .
و توضيح و تشريح اين حقيقت بدينسان مىباشد كه : انسان بر حسب طبع اوّلين خود عجول است ؛ در طلب آنچه را كه براى وى نفعى و خيرى دارد شتاب ورزيده استعجال مىنمايد ؛ بدين معنى كه از اسباب خارجى طبيعى چنان توقّع دارد كه در نتيجه دادن و به ثمر رسانيدن منويّات و درخواستهاى او كه دنبال مىكند و پىجوئى مىنمايد ، تسريع به عمل آورند .
بنابراين در حقيقت و واقع امر از خداوند سبحانه طلب مىكند تا در چرخش دستگاه تكوين سرعت و عجله به كار آورد ؛ زيرا در حقيقت خداوند سبب در اين امر مىباشد . اينست سنّت انسان كه مبنى است بر اهواء نفسانيّه . امّا واقع امر اينطور نمىباشد و اسبابى كه واقع است در نظام خود هيچگاه تابع