تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
هواى نفس انسانى نشده‌اند ؛ بلكه عالم انسانى تابع و جارى بر جريان و متابعت نظام اسباب است اضطراراً ؛ چه انسان بخواهد و دوست داشته باشد و يا نخواهد و كراهت داشته باشد . و اگر فرضاً سنّت الهيّه در آفرينش اشياء و إتيان به مسبّبات دنبال اسبابشان ، پيروى كند و يا مشابهت پيدا كند با اين سنّت انسانيّه كه مبتنى مىباشد بر جهل ، و بناى سرعت و شتاب را در پيدايش مسبّبات و آثار در پى اسبابشان بگذارد ؛ تحقيقاً شرّ كه عبارت است از هلاكت به عذاب الهى به سوى انسان شتاب مىگيرد و با سرعت به سوى او متوجّه مىشود . به جهت آنكه سبب چنين مسبّبى با انسان قيام دارد ؛ و آن عبارت است از كفر ، به سبب عدم رجاء لقاء خدا و طغيان در حيات دنيا . و ليكن خداى متعال براى انسان در شرّ و عذاب عجله نمىكند همچون استعجال مردم در امور خير ؛ زيرا سنّت خداوندى مبتنى است بر حكمت ، به خلاف سنّت مردم كه مبتنى است بر جهالت ، بنابراين :
يَذَرُهُمْ فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ
. « خداوند يله مىگذارد تا مردم در طغيانشان سرگشته و متحيّرانه و كوركورانه حركت كنند . » « 1 » »

پيرامون : لا أحصى ثناء عليك ، أنت كما أثنيت على نفسك !

حقّاً در همين چند آيه مختصر و كوتاه ببينيد چطور حضرت سبحان جلّ شأنه و تعالى مَجدُه غرض از خلقت ، و راه سعادت و شقاوت ، و بهره‌گيرى آدمى را از حيات ، و سازمان وجودى را به عدل و كمال ، و وصول به اعلا درجهء مقام انسانيّت ، و ارتقاء به ارقى ذروهء آدميّت را بيان فرموده است ؛ و لقاء خدا را مقصد و مقصود به شمار آورده است ، و نااميدان از آن را متحيّر و سرگردان در وادى غفلات و شهوات نفسانيّه قرار داده است . و لقاى خدا و فناى در ذات او
هامش
( 1 ) « الميزان فى تفسير القرآن » ج 10 ، منتخباتى از ص 3 تا ص 19