مىفرمايد :
وَ اللَّهُ خَيْرٌ
. ( آيه 73 ، از سورهء طه )
پس با دلهايشان كه سرشار مىباشد از خير و از سلام مواجه با احدى نمىشوند مگر با خير و سلام ؛ آرى مگر با كسى كه چون با قلوبشان مواجههء با او حاصل مىكنند ، وى شخصى بوده باشد كه خير و سلام را به شرّ و ضرر تبديل كند ؛ همچنانكه قرآن شفابخش است براى آنكس كه از آن استشفا بجويد ، و ليكن براى ستمكاران موجب فزونى خسارت مىشود .
از اين گذشته ، اين دلهاى پاك و طاهر مواجه با چيزى از اشياء نمىشود مگر آنكه آن را نعمت خداوند سبحانه مىيابد ؛ و مشاهده مىنمايد كه آن نعمتها حاكى از صفات جمال او ، و معانى كمال او ، و توصيفكنندهء عظمت و جلال وى مىباشند .
بنابراين ، هر وقت توصيف نمايند چيزى از اشياء را درحالىكه آن را نعمتى از نعمتهاى خدا مىبينند و جمال او را در اسماء و صفاتش در آن چيز مشاهده مىنمايند و هيچگاه در چيزى از چيزها از پروردگارشان غفلت نمىورزند و سهو نمىكنند ، در اين صورت توصيفشان نسبت به آن چيز ، توصيف آنان نسبت به پروردگارشان با جميل افعال و صفات او خواهد بود . و بر اين اساس ثناء آنها بر خدا ، و حمد و سپاسشان براى او مىشود .
فَلَيْسَ الْحَمْدُ إلّا الثَّناءُ عَلَى الْجَميلِ مِنَ الْفِعْلِ الاخْتيارىِّ .
« در اين صورت حمد و ستايش ايشان نيست مگر بر جميل از فعل اختيارى » .
شأن و منزلت اولياء خداى تعالى و افاضهء خداوند به آنان
اينست شأن و مقام و منزلت اولياى خداى تعالى كه ايشان در دار عمل سكنى گزيده بوده ، و اجتهاد و كوشش مىكردهاند در آن روزشان براى فردا . و هنگامى كه پروردگارشان را ديدار و زيارت كنند ، و وى به وعدهء خود دربارهء آنان وفا نمايد ، و در رحمت خود داخل كند ، و در دار كرامت خويشتن سكنى دهد ؛