و از آنچه را كه بيان نموديم مبيَّن و مبرهن شد كه : انكار لقاء خداوندى و نسيان يوم الحساب ، موجب دلپسندى انسان به حيات دنيوى و اطمينان و آرامش بدان مىگردد ، كه آخرت را فراموش كند و علوم خود را مقصور و منحصر در دنيا كند و طلب خود را بدان انحصار دهد .
و از آنجا كه مدار ، بر حقيقت ذكر خدا و طلب واقعى است ، فرقى ميان انكار لقاى خدا و دلپسندى به حيات دنيوى قولًا و فعلًا ، و يا به خصوص إنكار فعلى لقاى خدا همراه با قول به آن بدون فعل ، وجود ندارد .
و ايضاً مبيّن شد كه اعتقاد به معاد يكى از اصول است كه دين بدان بستگى دارد ، زيرا با سقوطش ، امر و نهى و وعده و وعيد و نبوّت و وحى ساقط مىگردد ؛ و آن عبارت از فروريختگى دين از رأس و اساس خواهد بود .
و قول خدا :
أُولئِكَ مَأْواهُمُ النَّارُ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ
، بيان است براى جزايشان در آتش مخلّد و جاودان در قبال اعمالى را كه كسب نمودهاند . »
و در تفسير كلام خداوند تعالى :
دَعْواهُمْ فِيها سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« گفتار بهشتيان در بهشت عبارت است از اين كلام : پاك و منزّهى تو اى خداوند ما ! و درودشان در بهشت عبارت است از : سلام ، و آخرين گفتارشان عبارت است از آنكه : جميع مراتب حمد و ستايش اختصاص به خدا دارد كه پروردگار عالميان مىباشد . » « 1 »
هامش
( 1 ) و اين دهمين آيه ، از سورهء يونس است ؛ يعنى بعد از آيه :إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ.
« حقّاً آن كسانى كه ايمان آوردهاند و أعمال صالحه بجا مىآورند ، پروردگارشان به سبب ايمانشان آنان را هدايت مىنمايد . در بهشتهائى كه از زير محلّ سكونتشان نهرهائى جارى است ، در جَنّاتِ نعيم ، منزل مىگزينند . »