تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
و ايضاً آورده است : » اين طائفه اصحاب ميمنه‌اند ، مشرب ايشان از عالم اعمالست ، معاد ايشان درجات جنّات نعيم باشد . مع‌هذا اين طائفه را به معرفت ذات و صفات خداوندى به حقيقت راه نيست ، كه به آفت حُجُب صفات روحانى نورانى هنوز گرفتارند ؛ كه إنَّ لِلَّهِ تَعَالَى سَبْعِينَ أَلْفَ حِجَابٍ مِنْ نُورٍ وَ ظُلْمَة « 1 » .
هامش
( 1 ) اين روايت را در « مرصاد العباد » ص 101 و ص 311 ذكر نموده است . و ملّا عبد الرّزّاق كاشانى در شرح « منازل السّائرين » از انتشارات بيدار ، در ص 7 و ص 290 ؛ و معلّق كتاب در ص 415 ذكر كرده است . علّامه محمّد بن محمود آملى در كتاب « نفائس الفنون » در ج 2 ، ص 59 و 60 آورده است : « فصل هشتم : در بيان مشاهدات انوار و مراتب آن » : قال الله تعالى :ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأى * أَ فَتُمارُونَهُ عَلى ما يَرى * وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى. بدانكه چون آينهء دل به تدريج از تصرّف مصقلة ذكر صقالت يابد و زنگ طبيعت و ظلمت بشريّت ازو محو شود ، قابل ظهور انوار غيبىِ قوىتر بود . و آن انوار در بدايت حال كه هنوز خيال را درو تصرّفى باشد ، بر مثال شمعى و چراغ و مشعله و آتشها افروخته نمايد . و بعد از آن انوار علوى پديد آيد ، و در ابتدا به صورت كواكب خُرد و بعد از آن به صورت قمر پس به صورت شمس تا كه انوار مجرّد از محالّ ظاهر شود . و چون انوار بكلّى از حجب بيرون آيد و خيال را در آن مجال تصرّفى نماند ، الوان و اشكال صورت نبندد ، پس بىرنگى و شكلى و بىكيفيّت و هيئتى مشاهده افتد ؛ چه شكل و لون نور بواسطهء آلايش صفات بشرى بود كه نظر روح از پس حجاب خيال ادراك كند و چون با روحانيّتِ صرف افتد و از حجاب خيال بيرون آيد آن اشكال و الوان منتفى شود . و هر چند به حكم :اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِمظهر انوار به جملگى حضرت پروردگار است و كثرت و قلّت آن بحسب صفاى قلب و صقالت آن از ظلمت بشريّت ، ليكن بواسطهء آنكه منشأ مشاهدهء آن متنوّع است لا جرم ظهور آن بحسب منشأ