تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
« ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ
، لوحى مىباشد از نور ، و قلمى از نور ، جارى مىگردد به آنچه به وجود مىآيد تا روز بازپسين . » عزيز الدّين نَسَفى گويد : « در حديث آمده است : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلُ . و ديگر آمده است : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْقَلَمُ . و ديگر آمده است كه : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ رُوحِى . و ديگر آمده است كه : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِى . و مانند اين آمده است . « 1 » و در جاى ديگر گويد : « در حديث آمده است : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَقْلُ . و ديگر آمده است كه : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْقَلَمُ . و ديگر آمده است كه : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْعَرْشُ . و مانند اين آمده است . » « 2 »

نخست آفريدهء خدا ، حقيقت محمّديّه است

و شيخ نجم الدّين رازى گويد : « بدانك مبدأ مخلوقات و موجودات ، ارواح انسانى بود ؛ و مبدأ ارواح انسانى روح پاك محمّدى بود عليه الصّلاة و السّلام ، چنانك فرمود : أَوَّلُ ما خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى رُوحِى ، و در روايتى ديگر : نورى . چون خواجه عليه الصّلاة و السّلام زبده و خلاصهء موجودات و ثمرهء شجرهء كائنات بود كه لَوْلَاكَ لَمَا خَلَقْتُ الافْلَاك ؛ مبدأ موجودات هم او آمد و جز چنين نبايد كه باشد ، زيرا كه آفرينش بر مثال شجره‌ايست و خواجه عليه الصّلاة و السّلام ثمرهء آن شجره ؛ و شجره به حقيقت از تخم ثمره باشد . » « 3 » و در جاى دگر گويد : « لطيفه‌اى سخت غريب روى مىنمايد ؛ آنك خواجه عليه الصّلاة و السّلام فرمود : أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ الْقَلَمُ ، أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ العَقْلُ ، أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ رُوحِى ؛ هر سه راست است و هر سه يكى است ، و
هامش
( 1 و 2 ) « الإنسان الكامل » عزيز الدّين نسفى ، طبع طهران ، قسمت انستيتو ايران و فرانسه با تصحيح ماريژان موله ص 398 و ص 220 ( 3 ) « مرصاد العباد » بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، ص 37