تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
أنَا . بيت :
چو آمد روى مهرويم ، كه باشم من كه من باشم * كه آنگه خوش بوم با او ، كه من بىخويشتن باشم مرا گر مايه‌اى بينى ، بدان كان مايه او باشد * برو گر سايه‌اى بينى ، بدان كان سايه من باشم « 1 » »
« آنك شنوده‌اى كه محمّد را عليه السّلام سايه نبود ، ازينجاست كه او همه نور شده بود ؛ كه « يا أيها الناس قد جاءكم نور من ربكم » « 2 » و نور را سايه نباشد . چون خواجه عليه السّلام از سايهء خويش خلاص يافته بود ، همه عالم در پناه نور او گريختند ؛ كه ، آدَمُ وَ مَنْ دُونَهَ تَحْتَ لِوَائِى يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَا فَخْرَ . نور محمّدى خود اوّل سرحدّ وجود گرفته بود كه أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللهُ نُورِى ، اكنون سرحدّ ابد بگرفت كه لَا نَبِىَّ بَعْدِى . بعد ازينكه آفتاب دولت محمّدى طلوع كرد ، ستارگان ولايت انبياء رخت برگرفتند . آيت شب اديان ديگر منسوخ گشت ، زيرا كه آيت
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
آمد ، به روز اين را چراغى مى نبايد ؛ إذا طَلَعَ الصَّباحُ اسْتُغْنِىَ عَنِ الْمِصْباحِ . بيچاره آن نابينا كه با وجود اين همه نور از روشنائى محروم است . بيت :
خورشيد برآمد اى نگارين ديرست * بر بنده اگر نتابد از ادبارست « 3 »
و همچنين شيخ نجم الدّين رازى آورده است كه : » خَلَقْتُ الْمَلَائِكَةَ مِنْ نُورٍ . « 4 »
هامش
( 1 ) « مرصاد العباد » ص 133 و 134 ( 2 ) اقتباس از ذيل آيه 15 ، از سورهء 5 : المائدة :قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ .( 3 ) همان مصدر ، ص 134 ؛ و نيز ص 158 و 159 ( 4 ) رسالة « عشق و عقل » انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، طبع 2 ، ص 40 ؛ و در ص 111 در تعليقه گويد : « متّخذ است از « صحيح مسلم » كتاب زهد ، « مسند أحمد بن حنبل » ج 6 ، ص 158 و ص 168 ، به نقل از « المعجم المفهرس » .
الله شناسى (فارسى) — صفحة 58 | السيد محمد حسين الطهراني