و جاى ديگر فرمود كه : حِجابُهُ النّورُ ؛ لَوْ كُشِفَتْ لَاحْرَقَتْ سُبُحاتُ وَجْهِهِ ما انْتَهَى إلَيْهِ بَصَرُهُ مِنْ خَلْقِهِ . « 1 »
لا جرم با اين طائفه گفتند : زنهار تا عقلِ با عِقال را در ميدان تفكّر در ذات حقّ [ جلّ و جلا ] جولان ندهيد كه نه حدّ وى است ؛ تَفَكَّرُوا فِى آلَاءِ اللَّهِ وَ لَا
هامش
مختلف باشد .
و از آن انوار هر آنچه به شكل امور سفلى نمايد چون بُروق و لوامع و لوائح و مشاعل و قناديل و مصابيح ، آن را انوار ارضى خوانند ؛ و هر آنچه به شكل اجرام علوى نمايد همچون كواكب و اقمار و شموس ، انوار سماوى .
پس اگر منشأ مشاهدهء آن ، ذكر باشد به صورت برق نمايد ، و اگر منشأ مشاهدهء آن معرفت بود به صورت مشكات و قنديل نمايد .
و از اينجاست كه حقّ تعالى فرمود :اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌيعنى مظهر انوار سماوى و ارضى حضرت آفريدگار است ، و نور عرفان او مر سالك را به صورت مشكات ظاهر شود . و اگر منشأ مشاهدهء آن ، روحانيّت بود كه بر سماوى قلب به قدر صقالت آن ظاهر شود ، به مثال كواكب و اقمار و شموس نمايد . مثلًا اگر آينهء دل به قدر كوكبى صافى باشد ، نور روح به مقدار آن كوكب مشاهده افتد ، و اگر آينهء دل تمام صافى شود ماه تمام بيند ، و اگر از كدورت بقيّهاى باشد ماه ناقص بيند ، و چون آينهء دل بكمال صفا گيرد و پذيراى نور روح شود ، بر مثال خورشيد مشاهده افتد ؛ و چندانكه صفا زيادتر ، خورشيد درخشندهتر شود . و اگر ماه و خورشيد بهيكبار مشاهده افتد ، ماه دل بود كه از عكس نور روح منوّر شده باشد و خورشيد روح . و گاه بود كه پرتو انوار صفات حقّ عزّ و علا از پسِ حجب روحانى عكس بر آينهء دل اندازد ، به قدر صفاى آن . »
( 1 ) در تعليقه در ص 110 آورده است : » مأخوذ از حديث نبوى ، « صحيح مسلم » باب إيمان ص 293 ؛ مقدّمهء كتاب ابن ماجه ، ص 13 ؛ « مسند أحمد » ج 4 ، ص 401 و ص 405 . اصل حديث چنين است : حِجابُهُ النّورُ لَوْ كَشَفَهُ لَاحْرَقَتْ سُبُحاتُ وَجْهِه . . . « أقول : اين روايت را نيز در « مرصاد العباد » ص 310 ذكر كرده است . و ايضاً معلّق كتاب « شرح المنازل » ص 7 ، در تعليقه آورده است