مثلًا لفظ « چراغ » را شما در نظر بگيريد . اين لفظ بر چراغ اطاق شما در شب فلان صدق مىكند بدون مدخليّت اطاق شما و شب فلان در تحقّق معنى چراغ . و لهذا مىنگريد كه اين لفظ بدون عنايت دگرى ، بر چراغ اطاق دوستتان در شب دگرى نيز صدق مىنمايد . از اينجا بدست مىآيد كه در مفهوم و معنى لفظ چراغ ، خصوصيّت اين زمان يا آن زمان و خصوصيّت اين مكان يا آن مكان دخالت نداشته ، و بر همهء مصاديق چراغ به يك نهج صادق است .
و از اينجا وسعت مفهوم را قدرى گسترش مىدهيم ، مىبينيم كه در تحقّق معنى آن خصوص مِسين بودنِ روغن دان آن و يا بلورين بودن و يا از سفال و خزف بودن نيز مدخليّتى ندارد ؛ و به همهء آنها به يك سنخ ، اطلاق لفظ چراغ مىشود . بنابراين ، خصوصيّت ظروف چراغ دخالتى در مفهوم آن ندارد .
در زمان پيشين بر ظرفى كه درونش روغن بود و در آن فتيلهاى قرار مىدادند و شيشه و حبابى بر روى شعلهء متصاعدهء از فتيله مىگذاردند ، چراغ صادق بود . بعداً كه بجاى روغنهاى شعلهدهنده بالاخصّ روغن كرچك - كه به نام روغن چراغ معروف شد - و روغن زيتون ، نفت را مصرف كردند ، باز هم بدون اندك عنايتى در تغيير معنى چراغ ، لفظ چراغ را بر روى آن نهادند . و سپس هم كه چراغ گازى به بازار آمد ، به آن چراغ گفتند . و اينك كه چراغ برق سراسر عالم را فرا گرفته است ، به آن چراغ مىگويند . و پس از اين هم اگر چراغهاى مختلفى آسانتر و بهتر و با كاربرد بيشتر از نيروى الكتريسيته كشف گردد ، به آن چراغ خواهند گفت .
تمام اينها بدون اندك تصرّفى در معنى و موضوعٌ له لفظ چراغ مىباشد كه به همان عنايتهاى پيشين ، در موارد پسين استعمال نمودند .
از اينجا بدست مىآيد كه هيچيك از جميع اين خصوصيّتهاى متفاوته و اشكال مختلفه ، در معنى و مراد و مفهوم كلمهء چراغ مدخليّت ندارد ؛ و از اوّل
الله شناسى (فارسى) — صفحة 48
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٤٨