تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
وَ الارْضِ . « خدا نوردهندهء آسمانها و زمين مىباشد . » خودش و حقيقتش نور نيست ، نوردهنده است . يعنى نورى كه آسمانها و زمين دارند از جانب خداست . مُنوِّر يعنى نوردهنده .

اعتقاد طوائف مسلمانان دربارهء اينكه خداوند نور آسمانها و زمين است

دسته‌اى از عامّه قائلند به معنى اوّل ، و جمعى از خاصّه كه راه تأويل را گشوده‌اند قائلند به معنى دوّم . دستهء اوّلين معتقدند كه خدا جسم است و اشكالى ندارد كه واقعيّتش نور مادّى باشد . و دستهء دوّمين معتقدند كه خدا مادّه و مادّى نيست ، بنابراين نور آسمانها و زمين كه نور مادّى است نمىتواند خدا بوده باشد . لهذا در اينجا حتماً بايد آيه را تأويل نموده و لفظ نور را به معنى مُنوِّر گرفت تا از اين ورطه جان سالم به در برد كه قول به جسميّت خدا باشد ، كه مستلزم شرك و محدوديّت و امكان اوست ؛ و امّا نوردهنده اشكال ندارد ، چون خداوند خالق و مُوجِد همهء موجودات مجرّده و مادّيّه است و خلقت او و نور بخشى او آسمانها و زمين را به نور مادّى مستلزم اشكالى نيست و معنى معقول و شايسته از آن بدست مىآيد .

وهّابيه و حنبليه معتقد به جسميّت خدا مىباشند

از ميان مسلمانان فقط طائفهء حنابله ( تابع أحمد بن حَنبَل ) معتقد به معناى اوّل هستند و بر آن اصرار مىورزند . ابن تيميّة ، حنبلى است و بر اين قول مجدّانه ايستادگى دارد و مىگويد : مراد و مفهوم از آيات قرآن در عبارات و الفاظ مستعملهء در آن ، همين معانى معروف و متفاهم مادّى و طبيعى و جسمى مىباشد . حمل الفاظ و كلمات آن را بر غير از اين نبايد جائز شمرد . وهّابيّه ( تابع محمّد بن عبد الوهّاب ) كه مذهبشان حنبلى مىباشد بر اين امر اصرار و ابرام دارند . حنابله مىگويند : مراد از عرش ، و كرسى ، و يَد ، و نور ، و استواء ، و نزول ، و مجىء ربّ و أمثال ذلك كه در قرآن كريم بسيار وارد شده و استعمال گرديده است ، مراد و مفاد آنها همين معانى مستعمله و متفاهمهء عرفيّه