مىزند و مستقرّ مىشود ، اين آيه هم مىرساند كه خداوند بر روى تخت خود ( البتّه در بزرگى و وسعت بهاندازهء خود خدا ) استقرار پيدا كرد .
و نشيمنگاهى كه خدا بر روى آن نشسته است ، در وسعت و گسترش به قدر آسمانها و زمين است .
و خداوند كه پروردگار توست ، با صفوف ملائكه در روز قيامت صفّ اندر صفّ جلو مىآيند ، بعينه مانند جلو آمدن مردمان كه داراى پا مىباشند و آنها را يكايك بر مىدارند تا از نقطهاى به نقطهء ديگر انتقال پيدا مىكنند .
و در آيه
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
« 1 » مىگويند : يعنى خداوند دستى دارد بسيار قوىتر و بزرگتر و قدرتمندتر از سائر دستها كه بر فراز آنها و در مقام اعلائى نسبت به آنها قرار دارد .
اين جماعت عقيده دارند : خداوند را با چشم بصَر در دنيا نمىتوان ديد ، ولى در آخرت خدا ديده مىشود با همين چشمهاى ظاهرى حسّى كه مردم دارا هستند . خداوند با جسمى كه داراى چشم و گوش و دست و پا مىباشد به سوى مردم مىآيد مانند همين آمدنهاى معمولى ، و بر تخت حكومتش جلوس مىنمايد مانند همين جلوسهاى معمولى ؛ غاية الامر بزرگتر و عظيمتر و قدرتمندتر .
امّا حكماى اسلام و فلاسفهء الهيّون أعلام همگى برآنند كه : الفاظ براى معنى عامّ وضع شدهاند . و بطور كلّى در هر لسانى و در هر لغتى ، هر كلمهاى را كه بشر تا به حال وضع كرده است و يا از اين به بعد وضع خواهد كرد ، براى معانى عامّه مىباشد ؛ نه خصوصيّت آن معنى محدود حسّى و طبيعى و مادّى و مقيّد به فلان زمان و فلان مكان .
هامش
( 1 ) آيه 10 ، از سورهء 48 : الفتح