معرّف مىشمرند ، كه از روشنترين كه مانند نور مهتاب است شروع مىشود تا برسد به نور ذات كه سياه رنگ است .
بنابراين اصل و قاعده ، ذات خداوند نور است . زيرا در خودى خود و در هويّت خويشتن محتاج به روشن كنندهاى نيست ، و تمام ما سوا از عقل اوّل تا عقل دهم ، و از عالىترين اسم و صفت تا نازلترين آنها ، همه و همه به نور خدا روشن مىشوند .
خداوند أصل الوجود است و موجودات به ايجاد او موجود مىگردند ، و بنابراين هويّتش نور است كه : الظّاهِرُ بِنَفْسِهِ الْمُظْهِرُ لِغَيْرِهِ .
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
يعنى الله اصل وجود آسمانها و زمين است ، و اصل حقيقت و پيدايش آنها و به وجودآورندهء آنهاست .
خداست اوّل ، و پس از آن موجودات . او محتاج به معرّف نيست ؛ و همهء موجودات نيازمند به معرّفى وى . اوست اصل وجود ، و بقيّهء موجودات به ايجاد او . اوست ظاهر به هويّت خود ، و بقيّه ظاهر به ظهور او . اوست نور ، و بقيّه مُنوَّر به نور او . اوست اصل حقيقت ، و بقيّه مجاز و عاريت .
بحث در عموميّت موضوعٌ له لفظ براى معنى عامّ ، بحثى است نفيس ؛ و ما به حمد الله و حُسن توفيقه در معنى و حقيقت صراط در مجلس 51 تا 53 ، و در معنى و حقيقت ميزان در مجلس 54 و 55 از مجلّد 8 « معادشناسى » از دورهء علوم و معارف اسلام در پيرامون آن بحثى كافى نمودهايم
مواردى كه در قرآن و اخبار ، به انوار معنويّه ، اطلاق نور شده است
اطلاق لفظ نور در قرآن مجيد و اخبار ، به انوار معنويّه بسيار است و ما در اينجا فقط براى نمونه به ذكر چند مورد مبادرت مىورزيم . امّا در قرآن كريم :
اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ أُولئِكَ