تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
و در تفسير آيه :
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
تا آخر آن فرموده‌اند : « مشكاة بنا بر آنچه را كه راغب و غير او ذكر كرده‌اند عبارت است از كُوَّةٌ غَيْرُ نافِذَةٍ ( شكاف و دريچهء داخل ديوار كه منفذ ندارد ) و از مادّهء « كَوَّ » مىباشد . و آن چيزى است كه در داخل ديوار اطاق درست مىكنند تا بعضى از اثاثيه را مثل چراغ و غيره در آن بگذارند ، و آن غير از فانوس مىباشد . و دُرّىّ از كواكب به ستاره بزرگى گويند كه نورش زياد باشد . و در آسمان بيشتر از چند ستاره وجود ندارد . و إيقاد شعله‌ور ساختن است . و زَيْت روغنى است كه از دانهء زيتون مىگيرند . و در تفسير
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
بايد گفت : لفظ نور داراى معنى معروفى است . و آن عبارت مىباشد از آنچه كه بواسطهء آن ، چيزهاى مادّيّه و طبيعيّه در مقابل ديدگان ما ظهور پيدا مىكنند . بنابراين اشياء خارجيّه با نور ، ظاهرند ؛ امّا خود نور ، خود به خود براى ما ظهور دارد و مكشوف مىباشد . لهذا نور براى چشمها اوّلًا خودش ظاهر است و ثانياً غير خود از اشياء محسوسه را ظهور مىبخشد . اين اوّلين چيزى است كه بر او لفظ نور وضع شده است ، سپس تعميم داده شده به هر چيزى كه بوسيلهء آن محسوسى ادراك و منكشف گردد ؛ يا به طريق استعاره و يا به طريق حقيقت ثانويّه . روى اين بيان تمام حواسّ ظاهرى نور به شمار مىآيند ، و يا داراى نورى هستند كه محسوساتشان با آنها ظهور پيدا مىكنند ؛ مانند قوّهء شنوائى و بويائى و چشائى و بساوائى ( سمع و شمّ و ذوق و لمس ) و سپس آن را براى غير از محسوسات تعميم داده‌اند . و عقل را نور شمرده‌اند به علّت آنكه بواسطهء آن معقولات ظهور پيدا مىكند . تمام اين اشتقاقات بواسطهء تحليل معنى نور ظاهرى مُبصَر با ديدگان است كه به : ظاهر در ذات خويشتن ، و ظاهركنندهء غير خود ، منحلّ و منقسم