هر كس كه بخواهد ، بدون حساب روزى مىدهد » .
تفسير علامه طباطبايى از آيه مباركه نور
حضرت استادنا الاعظم علّامه آية الله طباطبائى قدّس الله سرّه در تفسير اين آيات و آيات بعد كه راجع به كفّار مىباشد در « بيان » خود فرمودهاند :
« اين آيات متضمّن مقايسهء ميان مؤمنين به حقيقت ايمان و ميان كفّار مىباشد . مؤمنين را از كفّار بدينگونه تميز مىدهد كه ايشان بواسطهء اعمال صالحهء خود به نورى از پروردگارشان هدايت مىشوند كه نتيجهاش معرفت خداوند سبحانه مىباشد . و آن نور آنان را به بهترين جزاء و فضل از خداى تعالى سلوك مىدهد ، در آن روز كه از دلها و چشمهايشان پرده برداشته مىشود . و كافران را ، اعمالشان سلوك نمىدهد مگر به سوى سرابى كه اصلًا حقيقتى را در بر ندارد . و آنها در ظلماتى كه بعضى از ظلمتها بالاى بعضى ديگر از آن بوده ، و كافران در آن منغمر شدهاند ، به سر مىبرند . و خداوند براى ايشان نورى قرار نداده است و بنابراين آنان داراى نورى نخواهند بود .
خداوند سبحانه حقيقت اين نور را بيان نموده است كه خداوند يك نور عامّى دارد كه بدان ، آسمانها و زمين نور مىگيرند . و بواسطهء آن نور مىباشد كه آنها در عالم وجود ، پس از آنكه ظاهر نبودهاند ظهور پيدا مىكنند .
و از آنجا كه مبيّن است كه ظهور چيزى بواسطهء چيز ديگرى ، لازمهاش آن مىباشد كه آن چيز دگرِ ظاهركننده ، خود به خود ظاهر باشد ؛ لهذا آن چيز كه به ذات خود ظاهر باشد و ديگرى را نيز ظاهر نمايد نور است و بس . ( الظّاهِرُ بِذاتِهِ الْمُظْهِرُ لِغَيْرِهِ هُوَ النّورُ . )
بنابراين ، خداى تعالى نور است كه به اشراق آن نور بر آسمانها و زمين ، آنها ظهور پيدا مىكنند ؛ همچنانكه به اشراق انوار حسّيّه بر اجسام مادّيّه و طبيعيّه ، براى حسّ ما آنها ظهور پيدا مىنمايند . مگر آنكه در اين ميان تفاوتى وجود دارد ، و آن اينست كه ظهور اشياء بواسطهء نور خداوندى ، عين وجود آنها