مىباشد ؛ و امّا ظهور اجسام مادّيّهء طبيعيّه بواسطهء انوار حسّيّه ، غير اصل وجودشان است .
و خداوند يك نور خاصّى دارد كه بدان مؤمنين نور مىگيرند و بواسطهء اعمال صالحه شان هدايت مىشوند ، و آن عبارت است از نور معرفت كه بواسطهء آن دلها و چشمهايشان در روزى كه دلها و چشمها دگرگون مىشود استناره مىنمايند ، و بواسطهء آنست كه به سعادت خالدهء خود راه مىيابند . و در آن روز با شهود عيانى مشاهده مىكنند آنچه را كه در دنيا از آنان پنهان بوده است .
خداوند متعال اين نور را مثال زده است به چراغى كه در زير شيشه و حبابى قرار دارد ؛ و در مشكاتى ( چراغدان ديوارى بدون منفذ ) قرار دارد ، و از روغنى كه در نهايت صافى مىباشد مشتعل مىگردد . و بنابراين حباب و شيشهء روى آن چراغ بهطورى تلألؤ مىكند كه تو گوئى ستارهاى است رخشنده ، و لهذا نورى را بر نورى مىافزايد .
آن چراغ در خانههاى عبادتى قرار داده شده است كه در آنها مردانى هستند از مؤمنان كه تجارت و بيع آنان را از ذكر خدا و عبادت به خود مشغول نمىكند و پيوسته تسبيح و تقديس خدا را بجا مىآورند .
بنابراين ، اين معنى عبارت مىباشد از صفت و احوال مؤمنينى كه خداوند آنان را از نور معرفت خود كه درپى آمد آن سعادت خالده است ، مكرّم و مجلّل داشته است . و بر كافران حرام نموده است و ايشان را در ظلمتهائى كه قدرت بر ديدن ندارند يله و واگذارده است . و على هذا آنان را كه به پروردگارشان مشغول شدهاند و از عَرَض زندگى دُنيوى ، با نوردادهشدهء از جانب خدا اعراض نمودهاند ، تخصيص داده است ؛ و الله يفعل ما يشاء له الملك و إليه المصير . »
الله شناسى (فارسى) — صفحة 28
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٨