و كلام او :
ساءَ ما يَحْكُمُونَ
، تخطئه پندارشان مىباشد كه آنان بر خداوند سبقت مىگيرند بهواسطه مكرشان با فتنه و فسادى كه مىنمايند ؛ و راه خداوند را مسدود مىكنند . به غلط فكر مىكنند ؛ چون اين كردارشان بعينه فتنه و امتحانى است از خداوند نسبت به آنان ، و بستن و مسدود كردن راه سعادت است از جانب خدا براى ايشان ؛
وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ
. « 1 » « ثابت و لازم نمىگردد خدعه و حيله زشت ، مگر بجاآورندگان آن خدعه و حيله . »
علّامه پس از شرح مختصرى مىرسند به اين آيه :
مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ
. و تفسير آن را با دو آيه بعد از آن بدينطريق بيان مىنمايند :
« ازآنجائىكه خداوند سبحانه مردم را توبيخ نمود بر سبك شمردنشان به امر ايمان و رجوعشان از آن به هر فتنه و آزارى از جانب مشركين ، و مشركين را توبيخ نمود بر فتنه و فسادشان و آزارشان مؤمنين را و بازگردانيدنشان مردم را از سبيل خدا به داعيه اطفاء نور خدا و به داعيه عاجز كردن خدا را در آنچه مىخواهد و اراده مىكند ؛ و هر دو گروه را در پندارشان تخطئه نمود ؛ در اينجا بازگشت نمود به بيان حقّ ، آن حقّى كه راه عدول از آن متصوّر نمىباشد ، و واجبى كه خلاصى از آن نيست . و در اين آيات سهگانه مبيّن فرمود : كسى كه متوقّع رجوع به خداوند و لقاى او بوده باشد بايد :
اوّلًا بداند كه : آن لقاء و ديدار لا محاله در خواهد رسيد ، و خداوند سميع
هامش
( 1 ) آيه 42 و 43 ، از سوره 35 : فاطر :وَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ لَئِنْ جاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جاءَهُمْ نَذِيرٌ ما زادَهُمْ إِلَّا نُفُوراً * اسْتِكْباراً فِي الْأَرْضِ وَ مَكْرَ السَّيِّئِ وَ لا يَحِيقُ الْمَكْرُ السَّيِّئُ إِلَّا بِأَهْلِهِ فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا .