دروغين آن از قلوب آنان .
و التفات ( برگرداندن وجهه تكلّم به غيبت : ضمير متكلّم در فَتَنَّا به اسم ظاهر اللَّهُ ) گفته شده است كه براى داعيه ترسانيدن و تربيت مهابت است . و ليكن ظاهر آنست كه در أمثال اين مقام براى افاده نوعى از بيان علّت و جهت مىباشد .
و اين بهواسطه آنست كه دعوت به سوى ايمان ، و هدايت به آن ، و پاداش و مزد براى آن ، از آنجا كه راجع مىباشد به مسمّاى الله كه ابتداى هر موجودى ازوست ، و قيام هر چيزى بدوست ، و غايت و منتهاى هر چيزى در حقيقت به سوى اوست ( مِنْهُ يَبْدَأُ كُلُّ شَىْءٍ ، وَ بِهِ يَقومُ كُلُّ شَىْءٍ ، وَ إلَيْهِ يَنْتَهى كُلُّ شَىْءٍ بِحَقيقَتِهِ . ) بنابراين واجب است كه در نزد وى حقيقت ايمان ، از مجرّد ادّعاى ايمان تو خالى باز شناخته گردد ، و از حالت ابهام به حالت صراحت بيرون رود . و بدين سبب است كه عدول فرمود از مثل گفتار ما : فَلَنَعْلَمَنَّ ، به سوى گفتارش : فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ . »
مراد از « الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ »
مشركين هستند كه مؤمنين را از راه خدا باز مىدارند
و در قوله تعالى :
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ
فرمودهاند :
» لفظ « أَمْ » در اينجا منقطعه است . و مراد از كلام وى :
الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ
مشركين هستند كه دأب و ديدنشان آن بوده است كه مؤمنين را به مشكلات مىكشاندند و از طىّ سبيل خدا باز مىداشتند . همانطور كه مراد از كلام او : أَ حَسِبَ النَّاسُ همان كسانى هستند كه مىگفتهاند : آمَنَّا ، و ايشان در معرض رجوع از ايمان بودهاند به جهت دهشت از بلا و شكنجه .
و مراد از كلام او :
أَنْ يَسْبِقُونا
، غلبهء بر خدا و عاجز گردانيدن اوست به سبب فتنهء مؤمنين و بازدارنده بودنشان از سبيل الله ، بنا بر دلالت سياق آيات .