بودهاند نيز جارى بوده است ؛
وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا
. « 1 » « و هيچوقت در سنّت خداوندى تبديل و تغييرى را پيدا نخواهى نمود ! »
و كلام خدا :
فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا
تا آخر آيه ( پس قسم به خدا كه خداوند مىداند كسانى را كه راست گفتهاند . ) جمله تعليل است براى جمله ما قبل خود . و مراد از علم خدا به آنان كه راست گفتهاند ، و به دروغگويان ؛ ظهور آثار صدق و كذبشان مىباشد در مقام عمل به سبب آزمايش و امتحانى كه ملازم ثبوت ايمان است در دلهايشان از روى حقيقت ، و ملازم عدم ثبوت آنست از روى حقيقت .
به علّت آنكه سعادتى كه مترتّب است بر ايمانى كه ما را بدان فراخواندهاند و همچنين ثواب ، تحقيقاً و منحصراً مترتّب مىباشد بر حقيقت ايمانى كه داراى آثار بارزى از صبر در مشكلات و ناگواريها و صبر در اطاعت خدا و صبر از معصيت خداوند باشد ؛ نه بر صِرف و مجرّد ادّعاى ايمان .
و ممكنست مراد از علم ، علم فعلى خداوند باشد كه عبارت مىباشد از خود امر خارجى . زيرا امور خارجيّه ، خودشان از مراتب علم خدا هستند . و امّا علم ذاتى خداى تعالى البتّه معلوم است كه توقّفى بر امتحان ندارد .
و معنى اينچنين است كه آيا مردم گمان دارند كه واگذار و متروك واقع شدهاند ، و آزمايشى از آنان به عمل نخواهد آمد به مجرّد ادّعاى ايمان و اظهار آن ؟ درحالىكه امتحان سنّت ديرين ماست ، و در ميان كسانى كه پيش از آنها بوده است دائر و رائج بوده است . لهذا از امور لازم است كه راستگويان از دروغگويان متمايز گردند ، بهواسطه ظهور آثار صدق اين جماعت و آثار كذب آن جماعت كه ملازم مىباشد با استقرار ايمان در قلوب اينان ، و با زوال صورت
هامش
( 1 ) ذيل آيه 23 ، از سوره 48 : الفتح