بناءً على هذا ، فتنه و امتحان و مشكلات در راه توحيد ، سنّتى است الهيّه كه ابداً راه گريز و گزيرى در آن موجود نمىباشد . در ميان مردم امروزه جارى است به عين آنكه در امم ماضى جارى بوده است ؛ همچنان قوم نوح و عاد و ثمود ، و قوم إبراهيم و لوط و شعيب و موسى . استقامت كردند از ايشان آنان كه استقامت كردند ، و هلاك شدند از ايشان آنان كه به هلاكت رسيدند .
وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ
. « 1 » « و خداوند به آنان ستم نكرده است ، و ليكن ايشان بودهاند كه خودشان بر خودشان ستم روا داشتهاند . »
لهذا بر عهده آنكس است كه مىگويد : آمَنْتُ بِاللَّهِ ( من به خداوند ايمان آوردم ) اينكه بر ايمانش شكيبائى ورزد ، و خداوند يگانه را بپرستد . و اگر براى وى قيام به وظائف دين متعذّر گشت ، بايد به سوى زمينى كه قدرت دارد در آن خداپرستى كند هجرت بنمايد . زيرا زمين خدا گسترده مىباشد . و مبادا از تنگى روزى و عسر معيشت بهراسد ؛ زيرا كه رزقش را خداوند تكفّل كرده است .
وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ يَرْزُقُها وَ إِيَّاكُمْ .
« 2 »
« و چه بسيار از جنبندگانى هستند كه قدرت ندارند روزى خود را تهيّه كنند ؛ خداوند است كه به آنها و به شما روزى مىرساند . »
و امّا مشركينى كه مؤمنين را به فتنه و آشوب و تباهى مىكشند بدون جرم و جريمهاى كه مرتكب شده باشند غير از آنكه بگويند : رَبُّنَا اللَّهُ ( پروردگار ما خداست ) پس گمان نكنند كه ايشان خدا را عاجز نموده و بر او سبقت جستهاند . تحقيقاً فتنه و فسادى كه در مؤمنين انجام مىدهند و اذيّت و آزارى كه
هامش
( 1 ) ذيل آيه 33 ، از سوره 16 : النّحل
( 2 ) صدر آيه 60 ، از سوره 29 : العنكبوت