تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
كردن آنها مجرّد ساختم و خود را واحد يافتم درحالىكه از ابتداى امر روزى بر من نگذشته بود كه من غير واحد بوده باشم . 7 - و من در درياهاى مقام جمع فرورفتم بلكه به اعماق آن به تنهائى خوض كردم و تمام درّهاى گرانبهاى فريد و نفيس و ناياب از غرائب معانى و حقائق را بيرون كشيدم . 8 - براى آنكه من به جائى برسم كه از عجائب و غرائب امور ، آن باشد كه من كردار خودم را با گوش بينا بشنوم و گفتار خودم را با چشم شنوا مشاهده كنم و ببينم .

استشهاد سعد الدّين سعيد فرغانى به حديث « لَا يَزَالُ الْعَبْدُ »

سعد الدّين سعيد فَرْغانى در شرح تائيّهء عربى و فارسى خود در دو جا بدين حديث استدلال نموده است : نخست در شرح گفتار ابن فارض :
جَواهِرُ أنْباءٍ ، زَواهِرُ وُصْلَةٍ * طَواهِرُ أبْناءٍ ، قَواهِرُ صَوْلَةِ « 1 »
و دوّم در شرح گفتار اين عارف :
وَ جاءَ حَديثى فى اتِّحادى ثابِتٌ * رِوايَتُهُ فى النَّقْلِ غَيْرُ ضَعيفَة
وى اين بيت و دو بيت پس از آن را كه ما در اينجا الآن ذكر نموديم ذكر مىكند و در ضمن شرح مفصّل و نيكوى خويشتن ، دو بار از اين خبر استمداد جسته است . و چون شرح وى در حقيقت شرح همين حديث مورد بحث ماست ، چه نيكو مىباشد كه ما در اينجا عين عبارات پارسى او را حكايت نمائيم تا هم به مفاد و محتواى حديث بيشتر آشنا گرديم ، و هم به واقعيّت ابيات ابن فارض بهتر پى ببريم :
هامش
( 1 ) : از شرح فارسى « مشارق الدّرارىّ » ص 457 كه اين حديث را در ص 460 ذكر نموده است .