تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الله شناسى (فارسى) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
اين حديث . سوّم : چون در لقاى خدا بحث مىكند ، بدين حديث استشهاد مىنمايد . « 1 » ملّا حسين واعظ كاشفى در « الرّسالة العَليّة » به مناسبت مقام قرب مىگويد : قال الله تعالى :
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
. در اينجا ، نيز اين حديث قدسى را ذكر مىنمايد . « 2 »
هامش
( 1 ) « الإنسان الكامل » نسفى ، با تصحيح و مقدّمه فرانسوى ماريژان موله ، چاپ تابان ( سنه 1341 ) به ترتيب : صفحات 136 و 285 و 305 ؛ و در اين مورد سوّم گويد : « ( 21 ) اى درويش ! سالك تا به لقاى خدا مشرّف نشود ، هيچ چيز را كما هى نداند و نبيند . كار سالك بيش از اين نيست كه خدا را بداند و ببيند ، و صفات خدا را بداند و ببيند . هر كه خدا را نديد و صفات خدا را نشناخت ، نابينا آمد و نابينا رفت . سالك چون به نور الله رسيد ، رياضات و مجاهدات سخت تمام شد و به آن مقام رسيد كه خدا فرمود : كُنْتُ لَهُ سَمْعاً وَ بَصَراً وَ يَداً وَ لِساناً ، وَ بى يَسْمَعُ وَ بى يُبْصِرُ وَ بى يَبْطِشُ وَ بى يَنْطِقُ . و به آن مقام رسيد كه رسول الله عليه السّلام مىفرمايد : اتَّقوا فَراسَةَ الْمُؤْمِنِ ، فَإنَّهُ يَنْظُرُ بِنورِ اللَّهِ . سالك چون به نور الله رسيد ، اكنون روندهء نور الله است . تا اكنون روندهء نور عقل بود ؛ كار عقل تمام شد ، اكنون روندهء نور الله است . نور الله چندان سَيَران كند كه جمله حجابهاى نورانى و ظلمانى از پيش سالك برخيزد ، و سالك خدا را ببيند و بشناسد . يعنى نور الله به درياى نور رسد و درياى نور را ببيند . پس هم به نور او باشد كه نور او را بتوان ديدن و او را بتوان شناختن . » ( 2 ) « الرّسالة العليّة فى الأحاديث النّبويّة » ( شرح چهل حديث نبوى با تصحيح سيّد جلال الدّين ارمَوى محدّث ) . كاشفى در سنه 910 فوت كرد . بارى ، اين روايت در ص 170 و 171 اين رساله مىباشد . در كتاب « تشيّع و تصوّف » تأليف دكتر كامل مصطفى شيبى و ترجمهء ذكاوتى قراگوزلو ، در ص 325 در ضمن بيان ترجمه احوال كاشفى آورده است كه : « پيداست كه وى از جمله نوادر كم‌نظيرى بوده كه تعصّب مذهبى يا طريقتى به‌هيچ‌وجه در ذهنش راه نداشته ، و داراى شخصيّتى غريب از نوع شيخ بهائى بوده كه او نيز به همين صفت بلند نظرى و آسان گيرى مشهور است . وى با آنكه يك صوفى نقشبندى و